عوامل تحریک کننده در ارتباط جنسی زوجین

یکی دیگر از نقاط تحریکی که در آمیزش بسیار موثر است زبان است که هم باعث تحریک زن و هم باعث تحریک مرد خواهد شد.

عوامل تحریک کننده در ارتباط جنسی زوجین

یکی دیگر از عوامل تحریک کننده بوسه است. بعضی ها بر این عقیده اند که بوسه از بقایای عادات انسان های اولیه بوده که از گاز گرفتن شروع شده و به مرور زمان لطیف تر گشته تا به صورت بوسه در آمده است.

ولی به هر حال بوسه یکی از قدیمی ترین اعمال شناخته شده برای تحریک است که از دیرباز تاکنون در آمیزش ها رواج داشته است و معمولا سه حس از حس های مهم انسان در بوسه تحریک می شوند: حس بویایی، لامسه و ذائقه. خود بوسه مراحل مختلف دارد. از مالیدن لب ها به هم به آرامی شروع شده تا به مکیدن شدید می رسد و باعث تحریک دو طرف می گردد.

حتی گاهی دیده شده که بعضی ها با بوسیدن به انزال می رسند. گاهی بوسیدن از لب ها تجاوز کرده و به نواحی دیگر نیز می رسد. بعضی ها بوسیدن زیر گلو، گونه، لاله ی گوش و بعضی ها حتی مبادرت به بوسیدن آلت همدیگر نیز می کنند.

امر آمیزش بسیار مسئله ای حساس و لطیف است و احتیاج به زیرکی و مهارت خاصی دارد. خصوصا برای زوج های جوان این مسئله فوق العاده حائز اهمیت است که همان ابتدای زندگی با هم  روراست تر و صریح تر باشند تا مسئله ی آمیزش به خوبی انجام شود. گاهی اوقات دیده شده که یکی از زوجین از هرگونه نوازش و تحریکی منزجر است ولی به خاطر طرف دیگر هیچ گونه شکایتی نمی کند.

خصوصا این مسئله در میان مردان بیشتر شایع است. گروهی از هرگونه بوسیدن و نوازش صورت متنفرند، بعضی نوازش های ملایم را بیشتر دوست دارند بعضی ها از مالش های شدید و خشن لذت می برند. ولی مهم ترین نقطه ی تحریکی مردان آلت تناسلی آنهاست که با نوازش بیضه ها شروع شده و تا سر آلت ادامه پیدا می کند. به هر حال تحریک کردن مرد بسیار ساده تر از تحریک کردن زن است.

زیرا مردان حتی با دیدن صحنه های شهوت انگیز تحریک شده و این مسئله منجر به نعوظ آن ها خواهد شد. البته زنان می توانند با حرکات زیبا و موزون باعث تحریک مرد شوند.

غیر از نقاط تحریکی که به آن ها اشاره کردیم عوامل دیگری نیز در مقدمه ی آمیزش بسیار موثر هستند. از جمله ی این عوامل که بسیار تحریک آمیز است به کار بردن بوی خوش یا عطر است. خاصیت عطر این  است که علاوه بر رفع بوی نامطلوب بدن باعث تحریک جنسی نیز می شود.

از دیگر عوامل تحریک کننده، صداهایی است که هر کدام از طرفین از خود بیرون می آورد و خصوصا این ناله ها از زنان شنیده می شود که برای مردان خوشایند است و برای رسیدن به اوج لذت جنسی بسیار به آن ها کمک می کند.

عوامل تحریک کننده در ارتباط جنسی زوجین



دلیل پیش قدم نشدن زنان در رابطه جنسی پیش قدم شدن زن برای درخواست رابطه جنسی، ایرادی دارد؟ چرا بعضی از خانم ها فکر می کنند که اگر به همسر خود بگویند که به نوازش و رابطه با او نیاز دارند، باعث خجالت است؟ اتفاقا کاملا برعکس، آقایان هیچ وقت با دیدن این درخواست فکر بدی در مورد خانمشان نمیکنند و حتی احساس تامینگی به آنها دست می دهد.

در رابطه زناشویی اکثر مواقع یکی از زوجین آغازگر رابطه جنسی می باشند. با اینکه در مورد اینکه چه کسی باید شروع کننده باشد باید خاصی وجود ندارد، با توجه به ویژگی های زنان و همچنین آموزه های فرهنگی و اجتماعی اصولا این مردان هستند که آغاز کننده رابطه جنسی می باشند. ما در این مقاله به این موضوع می پردازیم که چرا زنان اصولا از اینکه آغازگر عشق ورزی باشند سرباز می زنند؟

دلیل پیش قدم نشدن زنان در رابطه جنسی

۱- برخی زنان چنین آموزش دیده اند که زن هیچ وقت نباید نشان دهد از عشق ورزی لذت می برد و روابط جنسی را دوست دارد. چنانچه زنی از رابطه جنسی با همسرش لذت می برد، این دلیل می تواند بی علاقگی و انفعال جنسی او را توضیح دهد. در جوامعی که روابط جنسی تقبیح و تابو محسوب می شود، به دختران چنین آموزش می دهند که دخترانی که از روابط جنسی لذت می برند، بد و جلف هستند. و مردان اغلب دوست ندارند با چنین دخترانی ازدواج کنند.

زنان اغلب خودآگاهانه یا ناخودآگانه چنین آموزش دیده اند که گرایش های جنسی خود را سرکوب کرده، چرا که نمی دانند اگر چنین تمایلاتی را نشان دهند چه می شود. ممکن است یک زن از گذشته خود این پیام نیرومند را از پدر و مادر خود یا از باورهای مذهبی اش در مورد پیش قدم شدن زن در رابطه جنسی گرفته باشد و برای همین به سختی می تواند آغازگر باشد. چرا که این باعث می شود دیگران خیال کنند به روابط جنسی علاقمند است و این در نظر او به این معنی است که زن بد و کثیفی است.

راه حل:

با همسرتان صحبت کنید و به او توضیح دهید اینکه همیشه شما برای رابطه جنسی پیشقدم می شوید چه فشاری به شما وارد می کند چرا که پیش قدم شدن در رابطه جنسی و آغازگر بودن نوعی دل به دریا زدن احساسی است و احتمال دارد پس زده شوید. به او بگویید دوست دارید او نیز عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و به شما احساس دوست داشتنی بودن بدهد. این را از او بخواهید و به او بگویید چنانچه او هم گاهی آغازگر باشد نه تنها او را بد و کثیف نمی دانید بلکه احترام بیشتری نیز برای او قایل خواهید بود.

۲- زن رابطه جنسی را دوست دارد، اما ممکن است برخی از ویژگی های همسرش باعث برانگیختگی اش نشود یا از شیوه عشق ورزی همسرش لذت نبرد. بسیاری از مردان شکایت می کنند که همسرشان از رابطه جنسی با آنان لذت نمی برد، اما در خیلی از مواقع حقیقت این است که همسرشان از عشق ورزی لذت می برد ولی از شیوه شوهرشان در عشق ورزی لذت نمی برد.

راه حل:

چنانچه همسرتان از عشق ورزی با شما سرباز می زند و هیچ وقت آغازگر نیست، جرات و شهامت این را به خود راه دهید و از او بپرسید: «چنانچه به طریق دیگری عشق ورزی می کردم از آن لذت می بردی؟» چنانچه پاسخ مثبت بود غرور خود را کنار بگذارید و به خواسه ها و نیازهای جنسی او گوش دهید و از او بپرسید چه چیزی را دوست دارد و کدام را دوست ندارد. ممکن است او خواسته هایی دارد که شما آنها را برآورده نمی کنید و با خیال پردازی های او هماهنگ نیست.

ممکن است صحبت کردن درباره چنین مسایلی بدون کمک حرفه ای مشکل باشد بنابراین به یک مشاور یا روانشناس واجد شرایط و دوره دیده در مورد روابط جنسی مراجعه کنید تا به شما کمک کند با صداقت و پذیرش و راحتی بیشتری درباره مسایل جنسی خود صحبت کنید.

 

۳- برخی از زنان ممکن است به سبب تجربه های جنسی دردناک گذشته نسبت به روابط جنسی بی علاقه و سرد شده باشند. چنانچه همسرتان عدم پیش قدم شدن در رابطه جنسی را بااین ادعا که زنی است که هرگز از رابطه جنسی خوشش نمی آید، توضیح داد، این ادعای او را همین طوری نپذیرید. بی علاقگی به مسایل جنسی اغلب پیچیده تر از آن است که به نظر می رسد. احتمال اینکه انسانی وجود داشته باشد که از رابطه جنسی خوشش نیاید خیلی کم است. بی علاقگی و بی اعتنایی به رابطه جنسی اغلب سرپوشی است برای تنفر از آن، که این خود می تواند ریشه در ترس از صمیمیت، ترس از تحت سلطه بودن یا خشم و انزجار سرکوب شده باشد.

چنانچه بی علاقگی جنسی مشکلی مزمن و درازمدت و همیشگی شده باشد شاید به دلیل روحی – روانی جدی تر نظیر آزار و اذیت جنسی، تجاوز، زنای با محارم یا دیگر اشکال خشونت و آزارگری باشد. حتی ممکن است همسر شما از ارتباط زخم ها و آسیب های عاطفی دوران کودکی و گذشته اش و تنفر از روابط جنسی آگاه نباشد – در واقع ممکن است هیچ یک از وقایع و رویدادهایی را که منجر به بی علاقگی جنسی او شده اند به یاد نیاورد.

راه حل:

چنانچه احتمال می دهید علت عدم پیش قدم شدن همسرتان در رابطه جنسیاین است که او قربانی یکی از اینگونه حوادث ناخوشایند بوده است سعی کنید او را متقاعد کنید از کمک حرفه ای بهره مند شود. آن هم نه به دلیل نجات ازدواجش با شما، بلکه برای خوشحالی، خوشبختی و آرامش دورنی خودش.

دلیل پیش قدم نشدن زنان در رابطه جنسی



کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه در زنان به گفته محققان، سبک زندگی تاثیرگذار بر سلامت جسمی، به کاهش ریسک سرطان سینه در زنان هم کمک می کند.

در این بررسی ها مشخص شد ورزش منظم، حفظ وزن سالم و عدم مصرف الکل سه عامل تاثیرگذار بر کاهش ابتلا به سرطان سینه هستند. این گزارش مبتنی بر بررسی بالغ بر ۱۰۰ مطالعه قبلی است.

محققان دریافتند ورزش منظم با کاهش کم ریسک ابتلا به سرطان سینه مرتبط است. از سوی دیگر، این خطر در زنانی که الکل مصرف می کردند افزایش زیادی داشت.

همچنین زنان دارای اضافه وزن در دوره بزرگسالی با ریسک بالای سرطان سینه بعد از یائسگی مواجه بودند.

دکتر آنی مک تیرنان، سرپرست تیم تحقیق در مرکز تحقیقات سرطان فرد هاچینسون واشنگتن، در این باره می گوید: «انتخاب سبک زندگی سالم همانند بستن کمربند ایمنی در اتومبیل است. تضمین نمی کند که شما در تصادف اتومبیل مجروح نمی شوید، اما خطر آسیب و جراحت را به شکل قابل توجهی کاهش می دهد.»

به گفته محققان، برخی از فاکتورهای پرخطر ابتلا به سرطان سینه نظیر افزایش سن و داشتن سابقه خانوادگی ابتلا به سرطان قابل تغییر نیست، اما سبک زندگی کاملا متفاوت است.

محققان تاکید می کنند بیش از ۵۰ درصد از سرطان ها با تغییر در سبک زندگی قابل پیشگیری هستند. سبک زندگی سالم علاوه بر کاهش ریسک ابتلا به سرطان، ابتلا به برخی بیماری ها نظیر دیابت نوع۲ و بیماری قلبی را هم کاهش می دهد.

کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه در زنان



تغذیه با «شیر مادر» موجب تقویت اعضا اصلی بدن و تنومندی شیرخوار می‌شود یک کارشناس طب سنتی با تشریح مزایای تغذیه نوزاد با شیر مادر از دیدگاه طب سنتی گفت: تغذیه با شیر مادر موجب تقویت اعضا اصلی بدن, فربهی و تنومندی شیرخوار می‌شود؛ مکیدن سینه مادر حتی اگر شیر نداشته باشد، بسیاری از بیماریها را از کودک دور می‌کند.

سید جواد علوی در گفت‌و‌گو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران پویا درباره مزایای تغذیه نوزاد با شیر مادر در دیدگاه طب ایرانی اظهار کرد: بهترین شیر برای نوزاد از دیدگاه طب سنتی، شیر مادر است.

وی افزود: تغذیه با شیر مادر ضامن سلامتی مادر و کودک اس؛ حکیم ارزانی در کتاب مفرح القلوب آورده است که به تجربه ثابت شده که مکیدن سینه مادر حتی اگر شیر نداشته باشد، بسیاری از بیماریها را از کودک دور می‌کند.

 

 

این کارشناس طب سنتی تصریح کرد: در متون طب سنتی ایرانی اشاره شده که تغذیه با شیر مادر موجب تقویت اعضا اصلی بدن, فربهی و تنومندی شیرخوار می‌شود همچنین ذکر شده که اگر مادر بیمار باشد یا به هر دلیل شیر مادر قابلیت استفاده برای شیرخوار را نداشته باشد مانند مصرف دارو توسط مادر و…، شیر دایه بهترین جایگزین محسوب می‌شود.

علوی متذکر شد: البته به دلیل اهمیت این امر، برای انتخاب دایه  به شرایط اختصاصی اشاره شده است, در اهمیت شیر مادر اینگونه بیان شده که شیر مادر برای طفل مشابه مایه است برای شیر و شیر مادر باعث انعقاد و شکلگیری اجزای اصلی و اعضای بدن طفل می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: لذا در صورتی که مادر شیرده غذاهای مقوی و حافظ صحت استفاده کند، مزاج طفل از ابتدا با قوت مطلوب شکل می‌گیرد و این امر در حفظ سلامتی کودک اصل اساسی است.

تغذیه با «شیر مادر» موجب تقویت اعضا اصلی بدن و تنومندی شیرخوار می‌شود



درمان های سنتی برای ویار بارداری

اکثر خانم ها در دوران بارداری دچار حالت ویار و یا همان تهوع های ناشی از تغییرات هورمونی و گاها کمبود ویتامین هستند. این حالت گاهی بسیار آزاردهنده میشود . در این مطلب سعی شده برخی روش های سنتی برای از بین بردن یا کاهش ویار بارداری آموزش داده شود.

نان برشته خشک برای درمان ویار بارداری یکی از راه‌های درمان ویار یا بیماری صبحگاهی زنان باردار، خوردن یک نان برشته خشک یا یک بیسکوییت شور هنگام صبح همراه با چای کم رنگ است. این کار باعث کم شدن دل آشوبه زنان باردار شده و آنها را آرام خواهد کرد.

 

 

عسل + هل برای درمان ویار بارداری از دیگر راهکارهای درمان ویار خوردن عسل همراه با مقداری دانه سبز هل است. به این منظور عسل را با چند دانه پوست گرفته هل مخلوط کرده و در طول روز آن را مزمزه کنید.

ماش بو داده برای درمان ویار بارداری ماش بو داده که فقط یک مرتبه و به آرامی خورده شود، تمایل زیاد به استفراغ کردن را برطرف میکند وحالت تهوع را بهبود میدهد.

آب پرتقال تازه برای درمان ویار بارداری آب پرتقال تازه همراه با عسل یا دم کرده پوست پرتقال با عسل نیز برای کمتر شدن حالت تهوع صبحگاهی و درمان ویار مفید است.

میوه‌هایی مانند سیب، به، انار، خرما یا سنجد مصرف سنجد کمی نارس و یا خرمای کمی نارس، خرمالوی خیلی کامل نرسیده، به یا سیب خوب نرسیده و کمی ترش نیز می‌توانند برای کاهش ویار مفید باشند. توصیه می‌شود صبح ناشتا یک تکه کوچک از این میوه‌ها خورده شود.

زنجبیل برای درمان ویار بارداری استفاده از دمکرده زنجبیل یا خوردن پولکی و شکلات‌های زنجبیلی نیز برای کاهش ویار مفید است.

پودر گل میخک برای درمان ویار بارداری ۲ تا ۳ عد گل میخک را پودر کنید و به آن یک لیوان آب داغ اضافه کنید و به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه آرام به هم بزنید. بگزارید این مخلوط سرد شود و محلول را جرعه جرعه بخورید.

مخلوط زیره + نبات + هل برای درمان ویار بارداری مخلوط زیره، نبات و هل به نسبت مساوی نیز از دیگر روشهای درمان ویار با طب سنتی است. برای این منظور، این مواد را با یکدیگر آسیاب کرده و بعد از هر وعده غذا یک قاشق چای‌خوری قورت بدهید. همچنین میتوانید زیره را بو دهید و با مرزه مخلوط کنید و بعد از غذا به میزان خیلی کمی از آن بخورید یا اینکه دو قاشق غذاخوری زیره سبز را با سه قاشق غذاخوری شکر مخلوط و آسیاب کنید تا به صورت پودر دربیاید و بعد از هر وعده غذایی، یک قاشق چای‌خوری از این مخلوط را در دهان بگذارید تا کم‌کم و آرام‌آرام حل شود و جلوی حالت تهوع شما را بگیرد.

درمانهای خانگی ذکر شده در بالا تا حدود زیادی میتوانند حالت تهوع شما را بهبود و به درمان ویار دوران بارداری شما کمک کنند، با توجه به اینکه دوران بارداری دوران حساسی بوده و مصرف هر نوع دارویی از داروهای شیمیایی گرفته تا داروهای گیاهی بایستی زیر نظر متخصص باشد، توصیه میشود برای برخی درمانهای با طب سنتی ، حتما به متخصص مراجعه کنید.

 

درمان های سنتی برای ویار بارداری



درمان احساسات غم در زنان متاهل

برخی زنان متاهل در زندگی مشترکشان احساس تنهایی زیادی میکنند، با وجود فرزندان و همسر باز هم حس میکنند تنها هستند،می خواهیم به بررسی این نوع احساسات در زنان متاهل بپردازیم ، نظر روانشناسان را در این باره جویا شدیم، آن ها معتقدند گاهی اوقات این حس درونی و ذاتی است و رفع این حالت روحی به عوامل مختلفی بستگی دارد.

زندگی دائما در حال تغییر است و سازگار کردن پیمان ازدواج با قسمت‌های مختلف زندگی هم به تلاش‌های مداوم نیاز دارد. رسیدگی به انبوهی از مسائل شغلی، مشکلات فرزندان، امور خانه و احتمالا والدین سالمند،‌ معمولا زوج‌ها را به کارگرانی تبدیل می‌سازد که فقط برای حل کردن مشکلات در تلاش هستند و دیگر رابطه زن و شوهری را تجربه نمی‌کنند. در این موارد، احساس تنهایی زنان متاهل معمولا به‌علت نداشتن زندگی مشترک واقعی با همسر و از بین رفتن فضای لازم برای برقراری ارتباط صمیمانه با او به‌وجود می‌آید.

 

 

چرا برخی از زنان متاهل احساس تنهایی می کنند؟ برای حل کردن این مشکل، زوج‌ها باید هر هفته زمان مشخصی را به همدیگر اختصاص بدهند و ارتباط عاطفی با همدیگر را حفظ کنند. در بعضی از موارد، احساس تنهایی زنان متاهل به ازدواج‌شان ارتباطی ندارد، بلکه با احساس درونی آن‌ها نسبت به خودشان مرتبط است. این زنان معمولا با خودشان راحت نیستند و حتی از عزت نفس پایین رنج می‌برند. به‌گفته متخصصان، این زنان متاهل به یک همدم ثابت نیاز دارند، دائما با احساس طردشدگی در اوقات تنهایی مواجه هستند و قبل از پرداختن به هر فعالیتی منتظر حضور دیگران می‌مانند. در این موارد هم حضور همسر در کنار یادگرفتن مهارت‌های اجتماعی می‌تواند تاثیر مثبتی بر کاهش احساس تنهایی خانم‌ها داشته باشد.

 

درمان احساسات غم در زنان متاهل



آیا افکار جنسی زن‌ها و مردها شبیه است؟!

۷۵ درصد مردم از خیالات جنسی لذت می‌برند و تحریک می‌شوند. نیمی از مردها و ۲۰ درصد خانم‌ها حداقل روزی یکبار به  رابطه جنسی فکر می‌کنند. پسرهای دبیرستانی روزی هفت بار و دخترهای دبیرستانی روزی چهار بار فکرهای جنسی به سرشان می‌زند. نیمی از این افکار علتی خارجی دارند.

۸۵ درصد پسرها و ۷۰ درصد دخترها هنگام خودارضایی خیالپردازی می‌کنند. این خیالات اکثرا درباره یک دوست، آشنا و یا کسی است که تازه ملاقات شده یا در یک فیلم دیده شده هستند. اما معمولا هیچکس حتی با نزدیک‌ترین دوستش در این باره حرفی نمی‌زند. بعضی از این خیالات حتی برای خود فرد هم ناراحت‌کننده هستند. بعضی آدم‌ها حتی به‌خاطر این افکار احساس گناه می‌کنند. برخی دیگر نیز اصلا چنین فکرهایی نمی‌کنند چون فکر را با عمل برابر می‌دانند. البته به‌ندرت کسی این افکار را یک مشکل روانی تلقی می‌کند. گاهی این افکار مفید واقع می‌شوند چون اعتمادبه‌نفس را افزایش و تنش‌ها را کاهش می‌دهند. اکثر صاحبنظران این افکار را ناهنجار تلقی نمی‌کنند.

داشتن افکار جنسی لزوما به معنای میل به وقوع آنها نیست. افکار جنسی زن‌ها و مردها شبیه است گرچه زن‌ها بیشتر موقعیت‌های عاشقانه و مردها قسمت‌هایی از بدن زن‌ها را تصور می‌کنند. گاهی هم این تصورات کاملا غیرعادی هستند (مثل رابطه جنسی وسط زمین فوتبال!) . همه دوست دارند خودشان را مطلوب و مقبول تصور کنند. همه دنبال چیزهای نو هستند.

البته این افکار اغلب هیچ شباهتی به واقعیت ندارند. خانمی را می‌شناسم که در خیالش با یکی از هنرپیشه‌های معروف همبستر می‌شد. یکی از افکار جنسی رایج، دیدن همبستر شدن با دیگران است. یک فکر عجیب هم که رایج است، تصور تجاوز است. ۱۰ درصد زن‌ها خیال جنسی مورد علاقه‌شان رابطه جنسی به زور است. البته یادتان باشد که خیال با آرزو برابر نیست.

اگر زنی در خیالش مورد تجاوز قرار گرفتن را تصور می‌کند به این معنا نیست که دوست دارد مورد آزار قرار بگیرد، می‌خواهد جذاب باشد، خودش پاپیش نگذارد و مسئول اتفاقی که می‌افتد نباشد. بعضی‌ها بدون هیچ دلیل مشخصی، درد کشیدن را سکسی می‌دانند. در خیال و گاهی در واقعیت رابطه جنسی با قدرت، انکار مسئولیت و خشم همراه است. اگر افکار ناراحت‌کننده جنسی به شکل وسواس فکری درآیند، خطرناک بوده و نیاز به درمان دارند درغیر این صورت، مشکلی ایجاد نمی‌کنند.

*دکتر فرشاد نجفی‌پور، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه 

آیا افکار جنسی زن‌ها و مردها شبیه است؟!



۵ رفتار غلط مردان در زندگی زناشویی

زنان زیرک می دانند که گاهی باید چشم های خود را روی عادت بد همسرشان ببندند‎

 

ما در اینجا تعدادی از عادات مشابه در بیشتر آقایان را برایتان آورده ایم، تا با خواندن آنها بدانید که این رفتار مختص همسر شما نیست و در رفتار اکثر آقایان دیده می شود. یادتان باشد، هیچ انسانی کامل نیست.

رفتارهای نادرست مردان در زندگی زناشویی

زنان زیرک می دانند که گاهی باید چشم های خود را روی عادت بد همسرشان ببندند و اگر رفتاری که از او می بینند واقعا آزار دهنده است، با گفتگو آن را حل کنند. اما اگر واقعا شریک زندگی تان را دوست دارید، از نقد و سرزنش کردن او بپرهیزید. این راه به شما در برقراری رابطه ای مستحکم کمک خواهد کرد. اگر به دنبال رابطه خوب و با دوام هستید، بر صبر و دانایی خود بیافزایید.

 

ما در اینجا تعدادی از عادات مشابه در بیشتر آقایان را برایتان آورده ایم، تا با خواندن آنها بدانید که این رفتار مختص همسر شما نیست و در رفتار اکثر آقایان دیده می شود. یادتان باشد، هیچ انسانی کامل نیست.

 

_ اولین رفتار نادرست مردان در زندگی زناشویی : اعتیاد به بازی های رایانه ای

نمی دانم چرا ولی امروزه بسیاری از مردان رفتاری شبیه نوجوانان دارند. آنها ساعت ها روبه روی مانیتور می نشینند و خودشان را با بازی های رایانه ای سرگرم می کنند طوری که رفتار آنها موجب آزار تمام اعضای خانوده می شود. به نظر من این افراد در دنیای مجازی خود زندگی می کنند. آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا افراد پس از یک روز سخت کاری، به بازی های رایانه ای پناه می برند؟ یکی از دوستانم در این باره به من گفت: «بازی استرس را دور می کند». اما متاسفانه آنها هنوز درک نکرده اند که برای این کار پیر شده اند.

 

اگر می خواهید از این عادت همسرتان رها شوید، سعی کنید با بهترین روش حواس او را پرت کنید تا از دنیای مجازی خود بیرون بیاید. به عنوان مثال ورزشی گروهی انجام دهید یا روی فعالیت های مورد علاقه او تمرکز کنید.

 

_ دومین رفتار نادرست مردان در زندگی زناشویی : پنهان کردن احساسات درونی

برخلاف زنان، بیان احساسات درونی برای مردان دشوار است. آنها به دنبال شانه ای برای گریه کردن نمی گردند و هیچ گاه راز دل شان را پیش دیگران فاش نمی کنند. متاسفانه از نظر آنها بیان احساسات نشانه ضعف است و از طرف دیگر اعتقاد دارند که پنهان نمودن آنها بهترین راه برای محافظت از خود و اجتناب از مشکلات است در صورتی که این رفتار برای زنان بسیار آزار دهنده است زیرا هیچ درکی از آن ندارند.

 

ثابت شده زنان نسبت به مردان طول عمر بیشتری دارند زیرا احساسات مثبت و منفی خود را بروز می دهند. به همسر خود بگویید که پنهان کردن احساسات می تواند برای سلامت ذهن و بدن مضر باشد در حالی که بیان شان بسیار لذت بخش است.

 

_ سومین رفتار اشتباه مردان در زندگی زناشویی : پوشیدن هر روز یک دست لباس مشابه

مردها پیچیده و عجیب هستند و باید اعتراف کنم که خرید کردن در عادات مورد علاقه آنها نمی گنجد. آنها تمایلی به تغییر لباس های کمد خود ندارند زیرا معتقدند که یک جفت کفش، دو جفت شلوار و چند عدد تیشرت برای این که زیبا به نظر برسند، کافی است. اما زنان بر خلاف آنها عمل می کنند. آنها دوست دارند به همسرشان بقبولانند که خرید کردن بسیار لذت بخش است.

 

تنها راه این است که شما خود برای خرید لباس همسرتان اقدام کنید. تنها در این صورت او از پوشیدن یک دست لباس مشابه دست بر می دارد.

 

_ چهارمین رفتار نادرست مردان در زندگی زناشویی : بی توجهی

بی توجهی یکی از آزار دهنده ترین رفتار مردان است. تحقیقات نشان داده که مردان زیادی به بیماری فراموشی مبتلا هستند. این طور به نظر می رسد که آنها در جهان دیگری سیر می کنند طوری که نمی توانند چیزهایی که برای زنان اهمیت دارد مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و غیره را به خاطر بسپارند. البته زنان باید بدانند که عوامل مختلفی از جمله افسردگی، استرس، فشار کار و عصبانیت بر حافظه آنها تاثیر منفی می گذارد. زنان عاقل در این مواقع، از قبل همسر خود را آگاه می کنند. آنها باید بدانند که این رفتار نشانه بی تفاوتی نیست بلکه جزوی از طبیعت مردان است.

 

_ پنجمین رفتار نادرست مردان در زندگی زناشویی : آنها معتقدند زنان بدترین رانندگان هستند

متاسفانه تمام مردان فکر می کنند که رانندگی زنان خطرناک است. یک بار من از همسرم دلیل این طرز فکر را پرسیدم و او در جواب گفت: «حتی پیش از زمانی که مردها به این نتیجه برسند، دانشمندان کشف کردند که باید مراقب رانندگی زنانی که پشت فرمان نشسته اند، باشیم.» اما من واقعا با این جمله مخالفم. به نظر من یک زن به اندازه یک مرد می توانند راننده خوبی باشد اما مردها مدام سعی دارند ثابت کنند که علت تمام تصادفات، زنان هستند. در واقع این زنان هستند که می توانند حتی در بدترین شرایط از تصادف جلوگیری کنند.

۵ رفتار غلط مردان در زندگی زناشویی



پاسخ به سوالات جنسی کودکان

پاسخ به سوالات جنسی کودکان یکی از مشکلات والدین است که نمی دانند با آن چه کنند. با ما همراه شوید تا در معرفی مسائل جنسی و پاسخ به سوالات جنسی کودک تان شما را راهنمایی کنید.

مسائل جنسی را چگونه به کودکان آموزش دهیم؟

«فرزند ۱۸ ماهه ام مدام با آلت جنسی اش بازی می کند، نمی دانم چطور مانع این کار شوم.» «دختر ۲ ساله ای دارم که هر روز از من و پدرش در مورد دستگاه تناسلی سوال می کند و می خواهد بداند فرق مادر و پدر در چیست.» «پسر ۲۸ ماهه ام بیشتر اوقات بیکاری درگیر آلت تناسلی اش می شود و از بازی کردن با آن لذت می برد، نگرانم اگر تنبیهش کنم بترسد.»

این ها نمونه هایی از سوالات متداولی است که بیشتر خانواده ها با آن درگیرند. آشنایی با آلت تناسلی و کشف جنسیت از ۱۸ ماهگی آغاز می شود، در ۲٫۵ تا ۳ سالگی به اوج خود می رسد و در ۶ تا ۷ سالگی تقریبا تمام می شود. البته در سنین پایین این اتفاق صرفا از سر بازی و شیطنت می افتد و قطعا بچه هیچ نیتی از این کار ندارد. اما گذر از این مرحله بسیار دشوار است و اگر به خوبی از پس آن برنیاییم ممکن است صدمات جبران ناپذیری برای آینده بچه داشته باشد.

شناخت جنسیت

سن کشف جنسیت به طور میانگین سه تا شش سالگی است. در این بازه سنی کشف جنسیت یکی از مهیج ترین و جذاب ترین کارها برای بچه هاست. کودک در این سن می خواهد همه چیز را درباره اندام های مختلف بدنش بداند و به همین دلیل نسبت به قسمت های گوناگون بدن خود و اطرافیانش کنجکاو می شود. آن ها حتی به بدن عروسک ها نگاه می کنند و دنبال شباهت بین خود و بدن آن ها هستند. کودکان ۳ تا ۵ ساله مدام در حال مقایسه خود با والدین، خواهر و برادر بزرگ ترشان هستند، در این میان سوالاتی برایشان پیش می آید که اگر والدین آگاهی کافی نداشته باشند موجب تعجب یا احساس شرم و ناراحتی آن ها می شود.

بچه ها در این سن به دنبال دانستن و کشف پدیده های جدید هستند. در اینگونه موارد بهتر است بدون احساس خشم یا ناراحتی با اشتیاق کامل اطلاعات درست را در اختیار بچه ها بگذاریم. نکته مهم این است که کوچک ترین خطایی از سمت ما در برخورد با مسائل جنسی می تواند در روحیات و شخصیت بچه تاثیرگذار باشد. برخی از نکاتی را که می تواند در گذراندن این مرحله به ما کمک کند به شکل کلیدی در این گزارش مطرح می کنیم. گاهی دانستن کوچک ترین نکته ای در این زمینه می تواند بسیار کارساز باشد.

 

توضیح اضافی ممنوع

بهتر است تا زمانی که کودک سوالی از شما نکرده بی جهت ذهن او را درگیر این مسائل نکنید. بچه ها خودشان در حوالی سه سالگی مشتاق دانستن این چیزها هستند. پس صبر کنید آن ها خودشان از شما سوال کنند چون این موضوع نشان می دهد ذهن آن ها آمادگی پذیرش و تفکیک های جنسیتی را دارد.

 

خصوصی سازی موضوع

کودک باید بداند مسائل جنسی یک امر کاملا خصوصی و شخصی است و به هیچ عنوان نباید به جز پدر و مادر با کسی در این رابطه صحبت کند. زمانی که فرزندتان در یک جمع ناگهان از شما سوالی می پرسد که کاملا جنسی است باید بدون هیچ گونه برخورد تندی به او یادآوری کنید که این مسئله کاملا شخصی است و بعد که تنها شدیم با هم در این مورد حرف می زنیم.

 

بیان واقعیت به زبان ساده

یادمان نرود ما با یک انسان ۳ تا ۴ ساله سر و کار داریم که دید و تصورش از دنیا در یک دایره بسیار کوچک خلاصه شده است. او نمی تواند مسائل تازه را مثل ما حلاجی کند. بنابراین وقتی با او وارد چالش در خصوص یک موضوع مهم و تازه می شوید باید خود را به اندازه او کوچک کنید و برایش به زبان خودش توضیح دهید. در این شرایط از ورود به جزییات پرهیز کنید. وقتی جوابی می دهید باید منتظر واکنش بچه باشید. اگر حس کردید دچار تناقض یا پیچیدگی شده یا موضوع را به زمان دیگر موکول کنید یا از او بخواهید برای شما توضیح دهد، به این شکل می توانید بفهمید کجای سوال برایش ابهام دارد.

به این نکته توجه کنید که یک کودک ممکن است سوالی را بارها از شما بپرسد که کاملا طبیعی است، جواب شما باید همیشه یکسان باشد در پایان جواب هم می توانید او را تشویق کنید اگر سوال دیگری دارد بپرسد.

یکی از درگیری های این سن نام بردن اعضای بدن به خصوص آلت تناسلی است. بچه ها در سنین پایین نیازی نیست نام علمی و رسمی اعضای بدن را بدانند بلکه نام ها بچه گانه برایشان کافیست، اما بهتر است در سنین بالاتر اسم اعضا را درست بدانند و فقط از آن ها بخواهید در حضور دیگران تکرار نکنند.

این نکات که مطرح شد بخش کوچکی از آگاهی های جنسیتی در بچه هاست. بعد از آن سوالات شروع می شود و زمانی می رسد که شما می بینید روزانه ۲۰ بار به یک سوال مشخص پاسخ داده اید. سوال های بچه ها معمولا در یک دایره خاصی می چرخد ولی پاسخ هایی که به آن ها داده می شود بسیار مهم است.

 

چند نمونه از سوالات جنسیتی را در اینجا می خوانیم : «بچه چه جوری درست می شه/ من چه چوری رفتم تو شکمت/ من چه جوری از شکمت اومدم بیرون/ چرا تو و بابا با هم تنها می خوابین…»

سوالات زیادی شبیه به این ها در ذهن بچه ها وجود دارد. از آنجایی که آن ها خیال پردازان ماهری هستند و در سن ۲٫۵ تا ۳٫۵ سالگی تصویرسازی های ذهنی زیادی دارند نوع پاسخگویی به این سوالات می تواند شکل درستی از مسائل جنسی را برایشان بسازد. اگر در پاسخ به این سوالات برخوردهای تند و شدیدی با بچه داشته باشید او خیلی احساس گناه خواهد کرد و درکش از این مسائل با ترس و نگرانی همراه می شود.

یکی دیگر از نشانه های کنجکاوی بچه ها نسبت به مسائل جنسی، تمایل به دیدن آلت تناسلی جنس مخالف است، به خصوص در سنین ۵ تا ۶ سالگی این موضوع بیشتر دیده می شود. پنهان کردن، سرکوب کردن، سرزنش و ایجاد ترس باعث می شود کودک شما فقط احساس گناه کند و در ذهنش این باور شکل بگیرد که اگر بعدها اتفاق بدی برایش افتاد هرگز نباید آن را در خانه مطرح کند. برای پیشگیری از این موضوع و در صورتی که متوجه چنین رفتاری در فرزندتان شدید بهترین راه این است که برایش توضیح دهید آلت تناسلی یک بخش خصوصی از بدن هر کسی است و دیگران نباید آن را ببینند. این رفتار به کودک می آموزد بدن خودش هم حریم شخصی دارد و نباید با کسی شریک شود.البته در این مورد اگر بچه ای خواهر یا برادر کوچک تر دارد که در سن نوزادی و بدون درک کافی است، می توانید گاهی به بهانه تعویض پوشک از فرزند بزرگ تر بخواهید به شما کمک کند و در همان حین برایش توضیح دهید که دختر و پسر در چه چیزهایی با هم متفاوتند. ولی پوشک بچه ای را که با جنسش آشنا شده و بالای یک سالگی است هرگز در حضور هیچ فرد غریبه ای عوض نکنید. این موضوع باعث خجالت شدیدی در او می شود که نمی تواند به زبان بیاورد.

از دیگر کارهایی که ممکن است در این سن از بچه ها ببینید بازی کردن با آلت تناسلی است. تحریک این ناحیه با دست یا مالیدن پاها به همدیگر یک امر نسبتا شایع و طبیعی است. اقدامی که والدین باید در این مواقع انجام دهند این است که بدون انگشت گذاشتن روی آن کار به نحوی ذهن کودک را منحرف کنند مثلا همان لحظه برای کاری صدایش بزنند، به او خوراکی تعارف کنند، بازی جدیدی را برپا کنند و به هر شکلی که می توانند او را از این مسئله دور کنند. برخورد کردن یا به روی بچه آوردن در این زمینه نتیجه کاملا منفی و بدی خواهد داشت. اگر از ۳ سالگی به بالا این رفتار قطع نشد یا اضافه شد باید با مشاور مربوطه مشورت کرد.

سن ۳ تا ۶ سالگی زمان شکل گیری هویت و شخصیت جنسی کودک است. در این سن کودک با رفتار صحیح پدر و مادر و الگوگیری درست از آن ها هویت زنانه یا مردانه خود را پیدا می کند. در این سن پسران تمایل به برقراری ارتباط حسی با مادر دارند و دخترها با پدر، این تمایل تا حدودی بوی جنسی می دهد و طبق آن چیزی که فروید مطرح می کند عقده های ادیپ یا الکترا در همین دوران شکل می گیرد.

پسرها دوست دارند بدن عریان مادر را ببینند و تماس های فیزیکی نزدیکی با او برقرار می کنند، همین طور دخترها در مورد پدرشان این حس را دارند و از طرف دیگر حسادت شدیدی به همجنس خود دارند. چون تصور می کنند پدر یا مادر را از آن ها می گیرد. برای اینکه کودک به درستی این مرحله را پشت سر بگذارد باید با والد همجنس خود همانندسازی کند. برای این همانندسازی باید نکات زیر را رعایت کرد:

والدین باید خیلی دقت کنند که کودک متوجه ارتباط جنسی شان نشود. از حدود سن ۲ تا ۲٫۵ سالگی به بعد والدین از پوشیدن لباس های خیلی باز در خانه خودداری کنند و حمام بچه ترجیحا با والد همجنس باشد.

در صورت بروز هر نوع رفتار غیرعادی کودک با والد غیرهمجنس باید بلافاصله و خیلی زیرکانه از آن موقعیت خارج شد. مثلا اگر پسربچه سه ساله ای می خواهد خود را به مادر بچسباند یا روی شکم و پاهای او دراز بکشد باید به هر طریقی مادر از آن موقعیت خارج شود و ذهن کودک با کمک پدر منحرف شود.

از بوسیدن لب ها خودداری کنید. چون لب جزو اعضای خصوصی بدن بچه محسوب می شود و او باید این نکته را بداند.

مدت زمانی که والد همجنس با بچه می گذراند و کارهای مطابق جنسیتشان انجام می دهند باید بیشتر شود.

هرگز رفتارهایی را که حس طردشدگی در کودک ایجاد می کند انجام ندهید فقط به شکلی زیرکانه او را به سمت همسرتان سوق دهید.

 

بازی های جنسی

یکی از آشناترین بازی های همه بچه ها در سنین ۳ تا ۷ سالگی دکتر بازی است. کمتر کسی است که نام این بازی را از دهان بچه ها نشنیده باشد. در این بازی بچه ها به بهانه معاینه کردن به اندام همدیگر دست می زنند و دنبال کشف بدن جنس مخالف هستند. در چنین مواقعی نباید با کودکمان برخورد ناخوشایندی کنیم  چرا که حس سرخوردگی و ترس درخصوص مسائل جنسی در او نهادینه می شود و می تواند بسیار مخرب باشد. فقط باید بدایند این بازی ها و کشف و شهودها امری طبیعی است و تنها باید برای آن حد و مرز مشخص کنید.

یکی از راه های تعیین حد و مرز این است که به فرزندتان یاد بدهید برخی اندام ها کاملا خصوصی هستند و همیشه باید پوشیده بمانند و در حضور دیگران نباید آن ها را نشان داد. اگر زمانی با این صحنه مواجه شدید که فرزندتان مشغول نشان دادن اندام جنسی خود به بچه ای دیگر است سریع فضایی را برایش ایجاد کنید که این کار از ذهنش دور شود و لا به لای حرف ها به او یادآوری کنید که نباید کسی قسمت های خصوصی بدنش را ببیند.

خصوصی بودن این موضوع را باید برای بچه ها توضیح داد. آن ها باید بدانند نه تنها در مورد این مسائل نباید با کسی حرف بزنند بلکه اگر بچه کوچک تری هم از آنها سوالی پرسید نباید به او جواب بدهند و باید بگویند از پدر یا مادرت بپرس. این کار یکی از روش هایی است که بچه یاد می گیرد با غریبه ها در این مورد اصلا حرف نزند.

هویت جنسی در بچه ها از همان سه سالگی شکل می گیرد. کودکان در این سن می توانند تشخیص دهند دخترند یا پسر. آن ها کم کم با نقش خود به عنوان دختر یا پسر آشنا می شوند و می توانند دوستان و بازی های مناسب سنشان را انتخاب کنند. اصولا پسرها نسبت به دخترها بازی های خشن تر و پرسر و صداتری را دوست دارند.

بهترین حالت این است که در این سنین بازی ها و فعالیت های بچه با والد همجنسش بیشتر شود. مثلا پسر اطراف پدرش باشد و کارهای مردانه را یاد بگیرد. دختر بیشتر با مادرش بماند و فعالیت ها و حرکاتش دخترانه شود. اما در خانواده تک والد یا زمانی که والد همجنس کمتر در خانه است نقش والد جنس مخالف بسیار سخت می شود. در این شرایط والد جنس مخالف باید خیلی مراقب باشد که کودک با تقلید رفتار او هویت جنسی اش تغییر شکل پیدا نکند.

مثلا پسرهایی که زیاد با مادرشان وقت می گذرانند و مادر حوصله بازی های پسرانه را ندارد، خیلی تمایل به پوشیدن کفش های زنانه و بازی با کیف و روسری و وسایل مادر دارند، یا دخترانی که مدام با پدرشان هستند به ماشین، مکانیکی و تعمیرات علاقه مند می شوند. همه این ها یک معیار کلی است و در همه موارد صدق نمی کند. بنابراین مادران و پدران باید خیلی دقت کنند که این مرحله از سن بچه که تا پیش از بلوغ یکی از مهم ترین مراحل است، به خوبی سپری شود.

وقتی کودکی در این سن مشکل هویت جنسی اش به بهترین شکل حل شود و فرق اندام خصوصی و غیرخصوصی را خوب بداند و هرگز از پدر و مادرش نترسد، در آینده اگر به هر دلیلی در زمینه مسائل جنسی دچار حادثه ای شد یا کسی او را آزار داد هم می تواند از پس خودش بربیاید و با پنهان کردن اشتباه این اتفاق از خانواده اش تا ابد یک ضربه روحی عظیم را با خود به دوش نکشد.

به طور کلی خانواده بهترین و تنها محرم بچه ها هستند و باید با برخوردهای صحیح این باور غلط را که بچه با سوالات جنسی مرتکب کار وحشتناکی شده از ذهنش دور کنند. تنها در این صورت است که می توانند این مرحله سخت را به راحتی بگذرانند و بچه هایی با هویت جنسی سالم تحویل اجتماع دهند.

پاسخ به سوالات جنسی کودکان



فواید رابطه جنسی بیشتر برای سلامت بدن

داشتن رابطه جنسی فواید زیادی برای سلامت و ایجاد صمیمیت بین زوجین دارد‎

 

شاید این یافته متضاد به نظر برسد ولی داشتن رابطه جنسی بیشتر باعث افزایش میل جنسی می شود، به گفته مارک – به عبارت دیگر هر چه بیشتر داشته باشید،بیشتر می خواهید.

 

فواید رابطه جنسی بیشتر برای سلامت بدن

علاوه بر دلایل واضحی که در مورد داشتن رابطه جنسی می دانید – عشق، لذت جنسی، فرزند آوری – علم نشان داده که داشتن رابطه جنسی فواید زیادی برای سلامت و ایجاد صمیمیت بین زوجین دارد. دفعه بعدی که شریکتان پرسید ” خوشتان آمد؟ ” می توانید بگویید بله — از خیلی جهات!

 

۱٫ با رابطه جنسی کالری می سوزانید

بله، می توانید به رابطه جنسی به عنوان یک ورزش نگاه کنید – و مطمئنا تاثیرش از باشگاه رفتن بیشتر خواهد بود! به گفته دکتر جاستین لهمیلر Justin Lehmiller سخنران بخش روان شناسی دانشگاه پوردو و نویسنده روان شناسی تمایلات جنسی، بسته به این که چقدر فعالیت فیزیکی داشته باشید، رابطه جنسی می تواند عضلاتتان را تقویت کند، ضربان قلب را بالا ببرد و تمام بدنتان را به کار گیرد. و با توجه به مطالعه سال ۲۰۱۳ که به هر شرکت کننده در این تحقیق هنگام رابطه جنسی، ضربان سنج داده شد، مردان حدود ۱۰۱ کالری در هر جلسه و زنان ۶۹ کالری می سوزانند. ” بر اساس صحبت های گفته شده، این کالری سوزی مقدار زیادی نیست با این حال در مطالعات رابطه جنسی ( از پیش نوازش تا ارگاسم ) به طور متوسط ۲۵ دقیقه طول می کشد.  اگر شما این زمان را طولانی تر کنید می توانید حتی بیشتر از مزایای کالری سوزی آن بهره مند شوید. ”

 

۲٫ رابطه جنسی کمک می کند بخوابید

به گفته دکتر کریستین مارک Kristin Mark رئیس آزمایشگاه ارتقاء سلامت جنسی دانشگاه کنتاکی، پس از ارگاسم، بدن هورمون آرامش که پرولاکتین prolactin نام دارد ترشح می کند. اگر شما قبل از رابطه جنسی احساس خستگی به خصوصی نداشتید داشتن رابطه جنسی و رسیدن به ارگاسم قطعا می تواند به سریع تر خوابیدن شما نسبت به مواقع دیگر کمک کننده باشد.

 

۳٫ رابطه جنسی سطح استرس و فشار خونتان را پایین می آورد 

در یک مطالعه در سال ۲۰۰۵ در اسکاتلند از داوطلبان خواسته شد فعالیت های جنسی و فعالیت های اضطراب آورشان از قبیل سخنرانی عمومی یا حل مسائل ریاضی با صدای بلند را به مدت ۲ هفته ضبط کنند. کسانی که در دوره مطالعه رابطه جنسی داشتند تجربه بالا رفتن فشار خون کمتری را نشان داده و سرعت متعادل شدن فشار خونشان سریع تر بود. ( فقط مقاربت واژنی این تاثیر را گذاشته بود و سایر اشکال فعالیت جنسی یا استمناء این تاثیر را نداشته است. )

 

این مطالعه دو مزیت رابطه جنسی منظم را نشان می دهد: به گفته مارک کنترل بهتر فشار خون و مدیریت بهتر استرس. ” رابطه جنسی نه تنها باعث می شود سطح استرس زوجین کاهش پیدا کند، بلکه مشخص شده تاثیر بسزایی در مدیریت استرس آن ها دارد. ”

 

۴٫ رابطه جنسی قلبتان را تقویت می کند

رابطه جنسی منظم ممکن است به طرق دیگر باعث تقویت سیستم قلبی عروقی می شود. یک مطالعه انگلیسی مشخص کرد مردانی که در طی یک دوره ۲۰ ساله حداقل هفته ای ۲ بار رابطه جنسی داشته اند نسبت به افرادی که کمتر از ماهی یک بار رابطه داشته اند، کمتر به دلیل بیماری قلبی از دنیا رفته اند. بعد از ۱۰ سال، در واقع ریسک مرگ ناگهانی آنها کمتر از ۵۰ درصد نسبت به گروهی بوده که رابطه کمتری داشته اند، اگر چه این فاصله در دهه بعدی کاهش نشان می دهد.

 

این نوع از یافته ها فقط ارتباط را نشان می دهد نه علت را، به گفته مارک ” افرادی که دارای زندگی جنسی سالم هستند احتمالا شیوه زندگی سالمی هم داشته اند. ” با این حال او فکر می کند ارتباط های زیادی باید وجود داشته باشد: ” رابطه جنسی هورمون های استروژن و تستوسترون را تنظیم می کند که روی همه سیستم بدن از جمله قلب تاثیر گذارند.”

 

۵٫ رابطه جنسی از شما در مقابل سرطان محافظت می کند 

برخی مطالعات نشان داده است مردانی که انزال بیشتری داشته باشند ممکن است کمتر مبتلا به سرطان پروستات شوند – با این که تفاوت خیلی کوچکی در این زمینه وجود دارد و ارتباط قطعی ای بدست نیامد.

 

مزایای ممکن برای پیشگیری از سرطان پستان واضح تر است، با این  حال : در یک مطالعه فرانسوی مشخص شده زنانی که در ماه حداقل یک بار رابطه جنسی داشته اند کمتر از دیگران به سرطان پستان مبتلا شده اند. و از آن جایی که این بیماری بین مردان نادر است، بر اساس یک مطالعه یونانی مردانی که در ماه کمتر از ۶ بار ارگاسم داشتند بیشتر در معرض خطر ابتلا به این سرطان قرار گرفته اند.

 

۶٫ رابطه جنسی سیستم ایمنی را تقویت می کند

بر اساس مطالعه دانشگاه ویلکز داشتن هفته ای یک بار رابطه جنسی سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و از بدن در برابر ابتلا به سرماخوردگی محافظت می کند.محققان پرسشنامه ای به دانشجویان درباره زندگی جنسی شان دادند و سپس بزاقشان را برای مشخص نمودن سطح ایمونو گلوبین آ   immunoglobulin A (IgA) ) ، یک آنتی بادی که در مبارزه با ویروس ها کمک می کند، تست کردند. آنها متوجه شدند دانشجویانی که هفته ای یک یا دو بار رابطه جنسی داشته اند میزان ایموگلوبین شان ۳۰ درصد از افرادی که رابطه جنسی کمتری داشته اند، بوده است. (همچنین سطح ایموگلوبین آنها بیشتر از کسانی بوده که در هفته سه بار یا بیشتر رابطه داشته اند. این تحقیق پیشنهاد می دهد که زیاده روی در هر کاری مناسب نیست)

 

۷٫ رابطه جنسی درد را تسکین می دهد

زنان اغلب به خاطر سردرد یا بهانه های دیگر از رابطه جنسی شانه خالی می کنند – اما براساس مطالعه ای که دانشمندان آلمانی در سال ۲۰۱۳ انجام داده اند، انجام رابطه جنسی با وجود سردرد در حقیقت می تواند حالشان را بهتر کند. وقتی داوطلبان این مطالعه داشتن رابطه جنسی در زمان سردرد را انتخاب کردند، حدود ۶۰ درصد از افرادی که میگرن داشتند و ۳۰ درصد از افرادی که سردرد خوشه ای داشتند اعلام کردند بخشی یا تمام سردرد آن ها تسکین پیدا کرده.

 

اندورفین آزاد شده در حین ارگاسم همانطور که جریان خون ناحیه تناسلی را افزایش می دهد نقش مهمی در قدرت ضد درد جنسی ایفا می کند. به گفته مارک ” درد گاهی با هجوم جریان خون در یک منطقه همراه است ، مثل سر، و رابطه جنسی می تواند بخشی از این فشار را برداشته و مسیر جریان را تغییر دهد. ”

 

۸٫ رابطه جنسی می تواند عمرتان را طولانی کند 

مطالعات زیادی رابطه بین زندگی جنسی شلوغ تر و عمر طولانی تر را نشان داده اند که مهم ترین آن ها مطالعه دانشگاه دوک است که بین سال های ۱۹۵۵ تا ۱۹۸۰ انجام شد. محققین دریافتند مردانی که به طور مکرر مقاربت داشته اند عمرشان طولانی تر بوده ؛ در حالی که برای زنان، لذت بردن از مقاربت مهمترین عامل افزایش طول عمر در این مطالعه بوده است.

 

به گفته لهمیلر ” ما واقعا نمی توانیم علت و اثر مطالعات را مشخص کنیم، پس نمی دانیم که آیا رابطه جنسی واقعا به افزایش طول عمر افراد کمک می کند، یا این که افراد سالم تر رابطه جنسی بیشتری داشته اند؟

 

۹٫ فعالیت جنسی رابطه شما را تقویت می کند 

به گفته لهمیلر اکسی توسین Oxytocin که به عنوان ” هورمون عشق ” شناخته می شود که هنگام رابطه فیزیکی صمیمی و برخورد پوست به پوست ترشح می شود – و به افزایش احساس عاشقانه بین شما و شریکتان کمک می کند.

 

می خواهید این رابطه را هر چه بیشتر تقویت کنید؟ مطمئن شوید که بعد از رابطه جنسی شریکتان را نوازش کنید: یک مطالعه در دانشگاه تورنتو نشان داد زوج هایی که از آن ها خواسته شده بود زمان بیشتری بعد از رابطه جنسی با هم بگذرانند – بوسیدن، صحبت کردن و ابراز محبت – سطح بالاتری از رضایت در زندگی جنسیشان و سایر روابط زندگی گزارش دادند.

 

۱۰٫ رابطه جنسی کلید رسیدن به شادی پایدار است 

حفظ صمیمیت فیزیکی با افزایش سن افراد به خصوص بیماری های مزمنی که در راه است کار مشکلی است. ولی زوجین می توانند از فواید به خصوص فعال نگه داشتن رابطه جنسی شان بهره مند شوند، بر اساس مطالعه ای که در سال ۲۰۱۴ در دانشگاه جان هاپکینز روی بزرگسالان ۵۸ تا ۸۵ سال انجام شد : محققان دریافتند زوجهایی که به طور منظم فعالیت جنسی داشته اند – حتی به اندازه یک بار در ماه – رضایت زناشویی بیشتر و رابطه شادتری نسبت به آنهایی که در طول یک سال یا بیشتر رابطه ای نداشته اند، ابراز نمودند.

 

فعالیت جنسی فقط به معنی مقاربت یا رسیدن به ارگاسم نیست. نویسندگان این مطالعه می گویند هر کاری که زوجین برای شیبه سازی تحریک جنسی انجام دهند می تواند به نفع پایداری رضایت در زندگیشان باشد.

 

۱۱٫ رابطه جنسی شما را باهوش تر و دقیق تر می کند 

یک تحقیق در سال ۲۰۱۰ دانشگاه پرینستون نشان داد موش های صحرایی که رابطه جنسی مکرر داشته اند رشد نورون های بیشتری در هیپوکامپوس hippocampus نشان داده اند، یک ناحیه کلیدی در مغز برای یادگیری و حافظه. به گفته لهمیر” ما می دانیم که حین رابطه جنسی مواد شیمیایی ای آزاد می شود که مرکز پاداش مغز را فعال می کند، پس منطقی است که باعث رشد و توصیه بافت عصبی افراد شود. رابطه جنسی به روش خودش می تواند به طور بالقوه شما را باهوش تر کند.”

 

۱۲٫ رابطه جنسی باعث می شود جوان تر به نظر برسید

تحقیقات ارائه شده در نشست سالانه انجمن روان شناسی بریتانیا ۲۰۱۳ نشان داد افراد مورد مطالعه که رابطه جنسی مکرر ( حداقل ۳ بار در هفته برای افرادی که در دهه ۴۰ و ۵۰ زندگی خود بوده اند ) بین ۴ تا ۷ سال جوان تر از افرادی که رابطه کمتری داشته اند، به نظر می رسیدند.چرا؟ دکتر دیوید ویک David Weeks به اندورفین endorphins ترشح شده و احساس خوبی که حین رابطه صمیمی ایجاد می شود مشکوک است. به علاوه اثرات مفید رابطه جنسی روی خواب و سطح استرس. همچنین رابطه جنسی جریان خون را تقویت کرده و هورمون ها را تنظیم می کند که هر دوی این موارد می تواند تاثیرات مثبت روی ظاهر پوست داشته باشد.

 

۱۳٫ داشتن رابطه جنسی باعث می شود بیشتر خواهان آن شوید 

شاید این یافته متضاد به نظر برسد ولی داشتن رابطه جنسی باعث افزایش میل جنسی می شود، به گفته مارک – به عبارت دیگر هر چه بیشتر داشته باشید،بیشتر می خواهید.” حتی اگر در ابتدا میل زیادی نداشته باشید، شروع کردنش می تواند به شما کمک کند که حسش را داشته باشید، و باعث ایجاد تمایل دراز مدت در شما شود.” و با وجود داشتن این همه فوایدی که رابطه جنسی برای سلامتی دارد چرا بیشترش را نخواهید؟

فواید رابطه جنسی بیشتر برای سلامت بدن



افسانه مردان ثروتمند و زنان زیبا اگر می‌خواهید بدانید ازدواج از نظر مردم چطور کار می‌کند، گویاترین مثالی که این‌روزها پیدا می‌کنید، مورد دونالد و ملانی ترامپ است. مردی میانسال و میلیاردر که با زنی جوان و بسیار زیبا ازدواج می‌کند. اما این اسطورۀ ازدواج موفق، مثلِ بسیاری از دیگر چیزهایی که به ترامپ مربوط می‌شود، افسانه است. تحقیقات متعددی در این زمینه نشان می‌دهد که ملاک‌های انتخاب همسر میان مردم، الگوهایی پیچیده و چندوجهی دارد.   جورج کلونی و همسرش امل کلونی. منبع: اینترنشنال بیزینس تایمز

آتلانتیک — دو روان‌‌‌‌شناس، دیوید باس و مایکل بارنس، در سال ۱۹۸۶ برای رده‌‌بندی ۷۶ خصیصه در پژوهشی معروف دربارۀ عشق، با عنوان «گزینش جنسی انسان۱»، این پرسش را از مردم پرسیدند: «در همسر احتمالی‌تان چه چیزی بیشترین ارزش را برای شما دارد؟»

نه زیبایی و نه ثروت، هیچ‌کدام در صدر قرار نگرفتند. «مهربانی و تفاهم» رتبۀ اول را به دست آوردند و «شخصیت هیجان‌‌انگیز» و بعد «ذکاوت» در رده‌‌‌‌های بعدی جای گرفتند. مردها گفتند که بیش از زن‌‌ها برای ظاهر ارزش قائل هستند و زن‌‌ها به «قابلیت کسب درآمد خوب» بیش از مردها اهمیت دادند، اما هیچ‌کدام مقیاس‌‌های جذابیت فیزیکی یا منزلت اجتماعی‌اقتصادی را در رده‌‌های بالای ملاحظات خود قرار ندادند.

ولی مردم دروغ می‌‌گویند. آزمایش‌‌هایی که معمولاً بر خوداظهاری اتکا ندارند نشان می‌‌دهند که جذابیت فیزیکی به‌نحوی ممتاز و گاهی غیرقابل‌‌‌قیاس اهمیت دارد، هم برای زنان و هم مردان. منزلت (به هر شکل بخواهید آن را بسنجید: برحسب درآمد، تحصیلات رسمی یا چیزهای دیگر) اغلب اوقات چندان از جذابیت فیزیکی عقب نیست. در مطالعات مربوط به روابط واقعی، که به نیات حقیقی بیشتر نزدیک می‌‌شوند، جذابیت فیزیکی و توان کسب درآمد قویاً وقوع رابطه‌ای رمانتیک را نوید می‌‌دهند.

درحالی‌که‌‌ فرد، از نظر صفاتی مثل مذهبی یا صرفه‌‌جوبودن،کسی مشابه خود را ترجیح می‌‌دهد، وقتی نوبت به زیبایی و درآمد می‌‌رسد، تقریباً همیشه مقدارِ «بیشتر» را ترجیح می‌‌دهد. درمورد این نوع صفات توافقی، به نظر می‌‌رسد آدمْ مشتاق داشتن شریکی است که در رده‌‌هایی بالاتر از خودش قرار بگیرد. مردم اینجا چندان دنبال شباهت صددرصد نمی‌‌گردند.

الگوی کلیشه‌‌ایِ این وضعیت در جامعه‌‌شناسی به «دادوستد زیبایی-‌منزلت۲» معروف است: فرد جذاب با فرد ثروتمند یا به‌هرروی قدرتمند ازدواج می‌‌کند. در این صورت هر دو برنده هستند. این همان داستان کلاسیک پیرمردِ عاقل و میلیاردر است که بر صورتش آثار آفتاب‌سوختگی‌های قدیمی دارد و با مدل خوش‌اندامی ازدواج می‌‌کند که نمی‌‌تواند پاریس را روی نقشه پیدا کند، ولی از ته دل می‌‌خواهد به آنجا برود چون مسافرت به پاریس رمانتیک است.

بنا به این تصور، تنها چیزی که لازم دارید پول است یا قدرت. در این صورت، معشوق زیبا خود را به شما عرضه می‌‌‌‌کند تا تصاحبش کنید.

وقتی هومر سیمپسون یکباره پانصد پوند شکر عایدش می‌‌شود، حس غریزی وی می‌گوید این شانس را به خوش‌بختی و رونق جنسی تبدیل کند. بعد از یک شب نگهبانی از تل شکر در حیاط خانه‌‌اش، خواب‌‌آلود زیر لب می‌‌گوید: «در آمریکا اول شکر گیر بیاور، بعد قدرت عایدت می‌‌شود و بعد به زن‌‌ها می‌‌رسی.» این جمله ادای احترامی است به صورت‌‌زخمی (توی فیلم به‌جای «شکر» در این نقل‌قول، «پول» آمده بود). این همان جایی است که هم سیمپسون و هم تونی مونتانا دچار گمراهی فاحشی می‌‌شوند.

الیزابت مک‌‌کلینتوک، جامعه‌‌شناسی از دانشگاه نوتردام، پژوهش جامعی دربارۀ نظریۀ دادوستدِ صفات انجام داده است. کار او داده‌‌های حاصل از ۱۵۰۷ زوج در مراحل مختلف رابطه را بررسی می‌‌کند: از آشنایی گرفته تا زندگی مشترک و ازدواج. این پژوهش ماه گذشته در امریکن سوسیولوجیکال ریویو۳ منتشر شد. مک‌‌کلینتوک می‌‌نویسد:

«دادوستدِ زیبایی‌-منزلت، با مفهوم عامیانۀ همسرگزینیِ رمانتیک به‌مثابۀ یک فرایندِ رقابتیِ بازار، همخوانی دارد، مفهومی که به‌طور وسیع هم در حوزۀ فرهنگ مردمی و هم دانشگاهی پذیرفته شده است.» وی به‌خصوص به روایتی جنسیتی اشاره می‌‌کند که براساس آن معمولاً «یک مرد موفق در عرصۀ اقتصادْ زنی زیبا را برمی‌‌گزیند تا ’نشان پیروزی‘ و افتخار او باشد.»

اما مک‌‌کلینتوک دریافت که، به‌جز قدرتمندانِ اقتصادیِ بیمار و دونالد ترامپ، در عالم واقع اساساً این مسئله وجود خارجی ندارد و هرجا این اتفاق بیفتد دوام نمی‌آورد. نیروی غالب در امر ‌‌جفت‌‌یابی همخوانی۴ است.

مک‌‌کلینتوک می‌‌نویسد آنچه، در ظاهر، دادوستد زیبایی با منزلت اجتماعی‌اقتصادی است اغلب اوقات عملاً دادوستد نیست، بلکه مجموعه‌‌ای از فضایل همخوان است. زنان موفق به‌لحاظ اقتصادیْ مردان موفقِ اقتصادی را برمی‌گزینند، و زنان دارای جذابیت فیزیکی نیز مردان دارای جذابیت فیزیکی را.

مک‌‌کلینتوک به من گفت: «گاهی می‌‌شنوید که مردانِ خیلی خوبْ زنانی نصیبشان می‌شود که جذابیت جنسی بالایی دارند، اما من دریافتم که مردانِ خیلی خوب به دخترانِ خیلی خوب می‌‌رسند. خوب‌بودن عملاً در قلمروِ جذابیت هیچ امتیازی برای شما به ارمغان نمی‌‌آورد. به همین ترتیب، اگر مردی از نظر جنسی جذاب باشد، مطمئناً می‌‌تواند دختری را به دست بیاورد که جذابیت جنسی دارد».

چون افراد رده‌بالای اجتماعی‌اقتصادی، در قیاس با افراد رده‌پایین، به‌طور متوسط، به‌لحاظ جذابیت فیزیکی، بالاتر رده‌‌بندی می‌‌شوند، بسیاری از همبستگی‌‌ها بین ظاهر یک طرف و منزلت طرف دیگر کاذب هستند و اشتباه تفسیر می‌‌شوند.

مک‌‌کلینتوک می‌‌گوید: «زنان در مقایسه با مردان وقت بسیار بیشتری را صرفِ داشتن ظاهرِ خوب می‌کنند. این موضوع باعث ایجاد آشفتگی زیادی در این داده‌‌ها می‌‌شود. اگر این نکته را در نظر نداشته باشید، درنتیجه عملاً درمی‌‌یابید که همسرِ تعداد زیادی از این مردانْ ظاهر بهتری از آن‌ها دارند، فقط چون زنان به‌طور متوسط بهتر به نظر می‌‌آیند. مردها شریکی با جذابیت بیشتر برمی‌‌گزینند و بیش از زنان درآمد دارند. شکاف دستمزد چنان است که زنانْ هفتاددرصدِ مردان مزد می‌گیرند. پس زنان با مردانِ پردرآمدتر ازدواج می‌‌کنند. پیش از گرفتن این نتیجه که زنانْ زیبایی را با پول معامله می‌‌کنند باید این نکات را در نظر داشته باشید.»

این پژوهش نتیجه می‌‌گیرد که در عالمِ واقع زنان دنبال مردانی نیستند که از لحاظ ثروت برتر از خودشان باشند و مردان نیز دنبال زنانی نمی‌‌گردند که از لحاظ زیبایی از خودشان پیشی بگیرند. امیدبخش اینکه مردم به‌واقع در جست‌وجوی … سازگاری و همراهی هستند. تطبیق و همخوانیِ نقاط قوت فرد با خصوصیات شریکی که از موهبت‌‌هایی مشابه برخوردار است پشتوانه و عامل محرک برای یافتن سازگاری و همراهی است، نه تلاش برای مبادلۀ مهربانی با جذابیتِ جنسی بیشتر، شوخ‌‌طبعی با درست‌کاری، ذکاوت فرهنگی با همه‌‌فن‌حریف‌بودن، یا مدارج تحصیلی با مهارت‌‌های بازارپسند.

چون، دست‌کم تاحدی، روزگار به‌طور کلی با افرادِ دارای جذابیت فیزیکی برخورد ممتازتر و تبعیض‌‌آمیزی می‌‌کند، آن‌ها از کارآیی تحصیلی بیشتر، موفقیت شغلی بزرگ‌‌تر و درآمدهای بالاتری بهره می‌‌برند. پس این متغیرها را به‌سختی می‌توان از جهان خارج مجزا ساخت.

مک‌‌کلینتوک می‌‌گوید: «خیلی سخت می‌توان طبقه و جذابیت را از هم مجزا ساخت، چون این‌ها از اساس با ظرافت به هم پیوند خورده‌‌اند. من نمی‌‌توانم تأثیر این عامل را جداگانه در نظر بگیرم و نمی‌‌دانم چطور کسی توانسته این کار را بکند.»

برطبق نوشتۀ مک‌‌کلینتوک در این مقاله، پژوهش‌‌های‌‌ قبلی نشان داده‌‌اند که جذابیت فیزیکی و تحصیلات، هر دو، «به یک زن کمک می‌‌کنند از طریق ازدواج (با مردی که نسبت‌به پدر آن زن در سطح شغلی بالاتری قرار دارد) امکان پیشرفت پیدا کند. همچنین به وی کمک می‌‌کنند تا با مردی با موقعیت شغلی بالا، به‌معنای مطلق کلمه، ازدواج کند». اما این مطالعات معمولاً جذابیت فیزیکی مرد را در نظر نگرفته‌‌اند و درنتیجه این واقعیت ساده را مورد توجه قرار نداده‌‌اند که شاید فقط دو فرد جذاب، در لباس‌‌هایی جذاب و در یک محل جذاب، که وضعیتِ خواب درست و درمانی داشته‌اند، جذب یکدیگر شده‌‌اند و هر نوع «دادوستد» صرفاً توهم است.

مک‌‌کلینتوک همچنین دریافته است که ظاهراً این روندِ فراگیر، که طی آن افراد با منزلت و موقعیت بالاتر در ردۀ افراد جذاب‌‌تر قرار می‌گیرند، خود را قوت و تداوم می‌‌بخشد. وی می‌‌گوید: «به همین دلیل این تمایل وجود دارد که زنانی که خودشان در موقعیت‌‌های بالا قرار دارند و با مردان بلندپایه ازدواج کرده‌‌اند، در رده‌‌های بالاترِ جذابیت قرار داده شوند. این امر به ایجاد چرخه‌ای خودتأییدگر می‌‌انجامد که در آن حتی لحظه‌ای مکث نمی‌کنیم تا بپرسیم که آیا آن مرد را زیبا قلمداد می‌‌کنیم یا خیر. ما فقط می‌‌گوییم آن زن زیباست، آن مرد موقعیت بالایی دارد، و بخشی از علت زیبایی آن زن این است که این زوج موقعیت بالایی دارند.»

الی فینکل، روان‌‌شناسی از دانشگاه نورث‌‌وسترن، با ستایش کار مک‌‌کلینتوک به مجلۀ نیویورک می‌‌گوید: «فرض اینکه اهمیت زیبایی و منزلتْ امری جنسیتی است ممکن است باعث شود محققانْ جذابیت مرد و منزلت اجتماعی‌اقتصادی زن را نادیده بگیرند.» بدین طریق است که آن‌ها همخوانی را با دادوستد اشتباه می‌‌گیرند.

فینکل مدعی می‌‌شود: «دانشمندان هم انسان هستند. این احتمال وجود دارد که اعتقادات ما دربارۀ نحوۀ کارکرد جهان ناخواسته چشمان ما را ببندند. مطالعاتی که فقط به درآمد مردان و نه زنان، و فقط به جذابیت زنان و نه مردان نگاه می‌‌کنند به همین خاطر مشکل‌‌ساز می‌‌شوند و اینْ روند داوریِ مقالات توسط افراد هم‌‌رده است که امکان انتشار مقالات ناقصِ مشابهِ این را فراهم ساخته است.»

مک‌‌کلینتوک می‌‌نویسد: «درنظرداشتن جذابیت فیزیکیِ هر دو طرف شاید رابطۀ بین زیبایی زن و منزلت مرد را حذف نکند، اما دست‌کم باید اهمیت این رابطه را به‌شدت کاهش دهد.»

مک‌‌کلینتوک می‌‌گوید، حتی هم‌زمان با افول فراگیریِ این نگرش در فرهنگ عمومی، الگوی دادوستد زیبایی‌-منزلت به چندین شیوۀ آزاردهنده زیان‌‌بار است. «این نگرشْ شغل زنان را از منظر جامعه کم‌اهمیت جلوه می‌‌دهد: به زنان می‌‌گوید ظاهر شماست که اهمیت دارد و موفقیت‌‌ها و توانایی‌‌های دیگرِ شما در بازارِ همسریابی بی‌‌اهمیت است. حقیقت این است که مردم هم زنان را برحسب آنچه به نظر می‌آیند ارزیابی می‌‌کنند و هم مردان را. وقتی نوبت به ظاهر می‌‌رسد، زنان به‌اندازۀ مردان سطحی هستند و باید بر موفقیت‌‌های خودشان تمرکز کنند. اگر زن خواستار مردی موفق باشد، این خواسته باید با موفقیت خودش همراه باشد.»

پس ظاهراً این هم یکی دیگر از آن جاهایی است که ترقی روبه‌بالا در آن افسانه است. اما، در این مورد، عشقی از دست نرفته است. در چارچوب الگوی جنسیتی دادوستدِ زیبایی-‌منزلت، آن‌طور که مک‌‌کلینتوک می‌‌نویسد، جذابیت فیزیکی «شاید امکان پیشرفت طبقاتی را برای زنان فراهم بیاورد». بله درست است، اما نه بدون قطعی‌شدن وابستگی اقتصادی زن به شوهر و زیرپاگذاشتن نابهنگام ارزیابی خودش از جذابیت فیزیکی شوهر.

مک‌‌کلینتوک می‌‌گوید: «این نگاه همچنین ازدواج را نوعی مزدوری تعریف می‌‌کند که با برداشت معمول ما از آن، یعنی اینکه تاحدی همسر خودمان را دوست داریم و کسی را می‌‌خواهیم که با او صمیمی و نزدیک باشیم، منافات دارد. ازدواج دقیقاً به‌معنای معاوضۀ پول مرد با زیبایی زن نیست و قرار نیست مَرد، به‌محض ظهور اولین چروک اطراف چشم زن، او را رها کند.»

افسانه مردان ثروتمند و زنان زیبا



عجله در ازدواج، آری یا خیر؟

ازدواج، همسری و مهم تر از آن همسفری در جاده پرفراز و نشیب زندگی است

 

امروزه ازدواجها به صورت شتاب زده انجام می شود و چون انسانها در برخوردهای اول رفتار و واقعیت وجودی خود را بروز نمی دهند پس از ازدواج، رفتارهای نمایشی همچون پرده ای کنار می رود و رفتارها و چهره واقعی دو زوج نمایان می شود.

 

امروزه ازدواجها به صورت شتاب زده انجام می شود و چون انسانها در برخوردهای اول رفتار و واقعیت وجودی خود را بروز نمی دهند پس از ازدواج، رفتارهای نمایشی همچون پرده ای کنار می رود و رفتارها و چهره واقعی دو زوج نمایان می شود و در آن شرایط است که دو جوان احساس می کنند که به اندازه جغرافیای انسانی از یکدیگر فاصله دارند و وقتی راه حلی برای مسئله نیاموخته اند بنابراین به پاک کردن صورت مسئله اقدام می کنند و تقاضای طلاق می دهند. برکسی پوشیده نیست که آسیب هایی که در اثر افزایش طلاق و پدیده زنان مطلقه متوجه جامعه می کند قبل از هر چیز جوانان کشور را به خطر می اندازد بنابراین به نظر می رسد  قبل از اینکه این معضل به یک بحران تبدیل شود باید اقدامات پیشگیرانه ای انجام داد.

این اقدامات پیشگیرانه می تواند در قالب آموزش هایی برای جوانان در شناسایی معیارهای صحیح انتخاب همسر، قبل از ازدواج و همچنین آموزش هایی برای بهبود روابط زوجین بعد از ازدواج باشد.

 

ازدواج، همسری و مهم تر از آن همسفری در جاده پرفراز و نشیب زندگی است. مسیر دراز عمر را با توشه ای فراوان و سازنده، و یاوری، همفکر و هماهنگ و شکیبا می توان به سلامت پیمود و به مقصد رساند.

داستان جدایی زن وشوهر بیست و دوساله بودم که دلباخته یکی از همکلاسی هایم شدم. او از یکی از استانهای بسیار دورتر از ما بود و من هیچ شناختی از وی نداشتم. اما آنچنان شیفته رفتار و ظاهرش شدم که علی رغم مخالفت زیاد والدین با دختر مورد علاقه ام ازدواج کردم.دانشجو بودم و بیکار و نیازمند حمایت هر دو خانواده. از آنجا که هردو طرف با این ازدواج مخالف بودند کمک چندانی دریافت نمی کردیم و همین مشکلات مالی باعث شد که همسرم بسیار بی تابی کند و در کمتر از یک ماه بنای ناسازگاری گذاشت. اختلافات فرهنگی میان ما هم بیداد می کرد. او دختری از یک خانواده شلوغ و پر رفت و آمد بود که هیچ توجهی به اوضاع اقتصادی مان نداشتند و من متعلق به خانواده ای بسیار کم جمعیت. توقعات زیادی که از من وجود داشت و بی فکری ها وپرتوقعی های زیاد خانواده همسر و همسرم باعث شد که روز به روز مشکلات ما جدی تر شود و تنها چند ماه بعد از ازدواج از هم جدا شدیم. چند سال بعد در حالی که بیست و شش سال بیشتر نداشتم، در محل کار با دختر خانمی سی و چهار ساله آشنا شدم که مرتبه شغلی بسیار بهتری از من داشت. باز هم علی رغم مخالفت خانواده با وی ازدواج کردم خصوصا که چون ایشان چند سال هم از من بزرگتر بود. خیلی سریع وارد زندگی مشترک شدیم. روزهای اول خوب پیش می رفت اما به مرور تفاوتها خود را نشان داد چرا که فرصت چندانی برای شناخت هم صرف نکردیم و کمتر از دوماه بعد از آشنایی وارد زندگی مشترک شدیم. از آنجا که همسرم سنش رو به افزایش بود خیلی سریع مرا تحت فشار قرار داد تا صاحب فرزند شویم. خیلی زود صاحب فرزند شدیم اما هر چه از رابطه مان می گذشت به جای اینکه به هم نزدیکتر شویم دورتر می شدیم. همسرم چون موقعیت شغلی خوبی داشت درآمدی تقریبا دوبرابر من داشت و به همان اندازه توقعاتش هم از من زیاد بود. هر کاری می کردم مرا بچه می پنداشت و هیچ رفتار و تصمیم مرا جدی نمی گرفت. در عمل به مرور تبدیل به مترسکی شده بودم که فقط حضور فیزیکی در خانه داشتم. کم کم احساس کردم دخترمان هم با من مانند یک پدر رفتار نمی کند و تحت تاثیر رفتارهای مادرش حرمت مرا حفظ نمی کند. از این وضعیت خسته شده بودم و در نهایت بعد از  شش سال زندگی مشترک به صورت توافقی از هم جدا شدیم. یک سال بعد از جدایی از همسر دومم، از فرط تنهایی به فضای مجازی پناه بردم و با دختر خانمی آشنا شدم . در ابتدا رابطه ما فقط از روی سرگرمی بود اما کم کم وابسته او شدم و قرار ملاقات حضوری گذاشتیم. مدتی هم با هم ارتباط داشتیم تا شناخت کسب کنیم. بعد از مدتی احساس کردم مورد خوبی برای ازدواج است و از آنجا که دیگر خانواده ام خیلی کاری به من نداشتند خودم تصمیم به ازدواج با وی گرفتم و به او پیشنهاد ازدواج دادم. روابط ما نزدیکتر شد و بیشتر رفت و آمد داشتیم تا اینکه در طی این ارتباطات متوجه شدم او در همان زمان با چند مرد جوان دیگر هم در فضای مجازی ارتباط دارد و دایما با آنها قرار ملاقات و تفریح و کوهپیمایی و .. می گذارد. وقتی به او اعتراض کردم عنوان کرد که این ارتباطات فقط کاری است و البته ارتباطات کاری وی به من هیچ ارتباطی ندارد. از او بسیار دلسرد شده ام و دیگر هیچ تمایلی به ازدواج با وی ندارم. از زندگی خسته و سرخورده شده ام. دیگر به هیچ زنی اطمینان ندارم .نمی دانم چرا این قدر در ازدواج و انتخاب همسر بدشانس هستم.

 

در ازدواج خود عجله نکنید

 

نکته ها – مهم ترین برتری انسان بر دیگر آفریده ها برخورداری از گوهر ارزنده عقل است. – کارکرد خرد اندیشیدن و آینده نگری است. کسی که بدون بهره گیری از تدبیر و خرد و با شتابزدگی عمل می کند و از عقل بهره ای نمی برد قطعا در گرداب پشیمانی و افسوس سرنگون می شود. –  ازدواج در کنار تولد و مرگ یکی از سه رویداد بزرگ زندگی و سرنوشت ساز آدمیان است که برخلاف آن دو، در دایره اختیار قرار دارد. انتخاب خردمندانه همسر نخستین و مؤثرترین گام در مسیر زندگی مشترک است. امام صادق (ع) به مردم یادآور می شوند که با توجه به اثرگذاری درازمدت پیوند زناشویی، همسر خود را با بررسی کامل برگزینند . –  با این توضیحات، عقل و دین نمی پذیرد که انتخاب های بدون بررسی و دقت را به عاملی موهوم به نام بخت و شانس نسبت دهیم، و این گونه اشتباهات و بی تدبیریهای خود را توجیه کنیم. باربارا دی آنجلیس در کتاب «آیا تو آن گمشده ام هستی» می نویسد: “در طی سال ها کار با هزاران مرد و زن و نیز تجزیه و تحلیل زندگی خود چنین دستگیرم شده است: اگر  مواظب باشیم گرفتار یک یا چند اشتباه از خطاهای زیر نشویم، می توانیم مانع از بخش بزرگی از  رنج، دل شکستگی و یأسی شویم که در عشق تجربه می کنیم.

 

خطاهای ما در زمان انتخاب به این قرارند: – پرسش های کافی نمی پرسیم؛ – نشانه های هشداردهنده را نادیده می گیریم؛ – توافق های ناپخته و شتابزده می کنیم؛ – اسیر هوس و شهوت خود می شویم؛ – فریب مادیات را می خوریم؛ – و نفس ازدواج کردن برایمان مهم است نه اینکه با چه کسی ازدواج می کنیم! امام صادق (ع) به مردم یادآور می شوند که با توجه به اثرگذاری درازمدت پیوند زناشویی، همسر خود را با بررسی کامل برگزینند .

روان شناس دیگری به نام دکتر «نیل کلارک وارن» هفت علت مهم شکست در ازدواج ها را با تأکید بر پژوهش های خود یادآور می شود و می نویسد: اگر کسی به هنگام انتخاب به این علت ها توجه کند، با ۸۱ درصد اطمینان می توان گفت در زندگی مشترک خود دچار مشکل نخواهد شد: – تصمیم عجولانه در ازدواج – ازدواج در سن پایین -اشتیاق بیش از حد دختر و پسر یا هر دو به ازدواج – انتخاب همسر برای راضی کردن دیگران – شناخت ناکافی از یکدیگر – انتظارات غیر واقع بینانه – مسائل رفتاری و شخصیتی حل و فصل نشده در یادداشت حاضر نیز مشاهده کردید که این آقا در مورد اول، بدون توجه به تفاوتهای فرهنگی، عدم بلوغ اقتصادی ،سن کم، مخالفت خانواده و ..بر ازدواج اصرار ورزید و بلافاصله نیز با مشاهده مشکلات ارتباطی و اقتصادی و بدون تلاش برای حفظ زندگی مشترک، اقدام به جدایی نمودند. در مورد دوم نیز بدون توجه به اختلاف سنی معکوس و بدون توجه به ویژگی های روحی این خانم و ویژگی های زن سالاری که داشته، علی رغم مخالفت خانواده ها باز هم بدون گذراندن دوران شناخت، شتابزده وارد جریان ازدواج شدند و در نهایت هم با وجود اینکه شاهد مشکلات جدی ارتباطی بودند، طفلی بی گناه را به این دنیا آوردند و پس از مدتی کوتاه بدون تلاش برای یافتن راهی جهت حفظ زندگی زناشویی ، برای جدایی اقدام نمودند. و از همه بدتر اینکه برای فرار از تنهایی به فضای مجازی پناه برده واز این مجرا در صدد انتخاب همسر برآمدند و بدون توجه به غیر قابل اعتماد بودن این فضا برای چنین انتخابی سرنوشت ساز، باز هم تصمیم به ازدواج گرفتند. و سرانجام، این سخن این آقا که «من مرد بدشانسی هستم و در انتخاب همسر بخت یارم نیست» ما را به یاد بیتی رسا از پروین اعتصامی می اندازد: دیوانگی است قصه تقدیر و بخت نیست از بام سرنگون شدن و گفتن این قضاست

عجله در ازدواج، آری یا خیر؟



رفتارهای ممنوعه متاهلان در شبکه های اجتماعی‎

در اینجا ۵ مورد از کارهایی را که باید به شدت از انجام دادن آنها در شبکه های اجتماعی بپرهیزید، برایتان آورده ایم. بنابراین، اگر شما هم به دنبال یک ازدواج شاد و سالم هستید، این نکات را رعایت کنید.

 

شما به عنوان یک فرد متاهل، هر چقدر هم که رابطه محکمی با همسرتان داشته باشید، باز هم ممکن است که با اشتباهی تمام آنچه ساخته بودید، یکباره فرو ریزد. رابطه عاطفی شکننده است به همین دلیل نباید نسبت به آن بی توجه بود.

 

برای داشتن یک ازدواج موفق، باید به تمام جنبه های یک رابطه، از زمانی که با هم سپری می کنید گرفته تا فعالیت هایتان در شبکه های اجتماعی، توجه کنید شبکه های اجتماعی از آن دسته مواردی است که می تواند در رابطه عاطفی مشکلات غیر قابل جبرانی بوجود آورد. پس آنچه شما در دنیای مجازی به زبان می آورید، اهمیت زیادی پیدا می کند.

 

در اینجا ۵ مورد از کارهایی را که باید به شدت از انجام دادن آنها در شبکه های اجتماعی بپرهیزید، برایتان آورده ایم. بنابراین، اگر شما هم به دنبال یک ازدواج شاد و سالم هستید، این نکات را رعایت کنید.

 

در شبکه های اجتماعی از انجام این کارها خودداری کنید

 

جر و بحث کردن

آیا تا به حال برای شما هم اتفاق افتاده که به گذشته نگاهی بیاندازید و از انجام برخی کارها و حرف هایی که زده اید، پشیمان شوید؟ حتما بارها شما هم با خود گفته اید: «چرا این حرف را زدم»، «در آن لحظه چه فکری می کردم؟» یا «کاش این جمله را نمی گفتم»… همه ما اشتباه می کنیم، همه ما از اشتباهاتمان درس می گیریم و می آموزیم که هر روز بهتر از قبل باشیم، بنابراین اجازه ندهید که پست های قدیمی شما در شبکه های اجتماعی، بهانه ای به دست دیگران دهد تا جرو بحث های گذشته تان را مدام به رویتان آورند. یادتان باشد که خاطرات بد خود را در مکان های عمومی ثبت نکنید. تنها شما و همسرتان باید از جر و بحث هایتان آگاه باشید.

 

افراط در ابراز احساسات

شبکه های اجتماعی پر از پست های مختلف، از تست های شخصیتی گرفته تا سرگرمی و شعر و عکس و غیره… است. اگر چه گفتن «دوستت دارم» به همسرتان در وب سایت هایی چون فیسبوک یا اینستاگرام رمانتیک است و آزاری هم به کسی نمی رساند اما حقیقت این است که دیگران تمایلی ندارند وارد خصوصی ترین حریم شما شوند. بهتر است به جای این که به دیگران نشان دهید که همسرتان را دوست دارید، گوشی تان را کنار بگذارید، به کنار همسرتان بروید و این عشق را تنها به او ثابت کنید.

لزومی ندارد دیگران از هر قدمی که بر می دارید یا تک تک غذاهایی که می خورید، آگاه شوند. پس بهتر است که گوشی تان را کنار بگذارید و از تمام لحظه هایی که با همسرتان سپری می کنید، لذت ببرید.

 

تجاوز به حریم خصوصی

این یکی از موارد مهمی است که بسیار از زوج ها رعایت نمی کنند. واقعیت امر این است که شما نباید بدون اجازه همسرتان وارد حریم خصوصی اش بشوید، مگر این که از قبل مطمئن باشید که او به شما این اجازه را خواهد داد. شاید او چیزی برای پنهان کردن نداشته باشد اما با ورود به صفحه شخصی اش ممکن است برنامه ای که او برای سورپرایز شما در نظر گرفته بود را خراب کنید.

به علاوه، به هیچ وجه به جای او مطلب یا عکسی را منتشر نکنید. شاید عقیده همسرتان با شما متفاوت باشد، پس این اجازه را به او دهید که خود برای آنچه می خواهد در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارد، تصمیم بگیرد.

 

اکانت مشترک

شاید داشتن یک صفحه مشترک برای هر دویتان لذت بخش باشد اما این کار دیگران را گیج خواهد کرد. به عنوان مثال آنها نمی دانند که چه کسی را مخاطب قرار دهند. شما یا همسرتان را؟ علاوه بر آن، دوستان تان دیگر هیچ پیغام خصوصی برای شما نخواهند گذاشت، زیرا که نمی دانند کدامیک از شما آنها را خواهید خواند. صداقت یکی از مهمترین عوامل در رابطه عاطفی است اما بهتر است که تحت هر شرایطی، حتی پس از ازدواج، حریم خصوصی خود را حفظ کنید.

 

بیان «ای کاش» ها

هنگام کامنت گذاشتن برای دوستان، حواس تان باشد که چه می نویسید. شاید با دیدن گلهای زیادی که همسر یکی از دوستان تان برایش خریده، پیش خود فکر کنید که ای کاش شما هم اینگونه سورپرایز می شدید، اما نوشتن این که «این کاش من جای تو بودم» نه به شما و نه به همسرتان احساس خوبی را منتقل نخواهد کرد. ممکن است که همسرتان از این که شما به طور مستقیم احساسات تان را با او در میان نگذاشته اید، دلگیر شود. پس دور «ای کاش»  ها رادر شبکه های اجتماعی خط بکشید و از آنچه دارید، لذت ببرید.

شبکه های اجتماعی فواید بسیاری دارد اما بهتر است که در استفاده از آن تعادل و نکاتی که در بالا به آنها اشاره کردیم را رعایت کنید تا مشکلی در رابطه تان پیش نیاید.

رفتارهای ممنوعه متاهلان در شبکه های اجتماعی‎



چگونه یک رابطه پایدار بسازیم

آیا اخیرا وارد یک رابطه جدید شده اید و نگران این هستید که چگونه یک رابطه پایدار بسازید؟ عوامل درونی و بیرونی زیادی در یک رابطه وجود دارند که می توانند روی آن تاثیر بگذارند. اگر می خواهید رابطه ای پایدار داشته باشید موارد زیر را بخوانید.

 

چگونه یک رابطه پایدار بسازیم

 

برنامه ریزی نکنید

هیچ وقت روی یک رابطه برنامه ریزی نکنید. اگر این کار را انجام دهید امکان این که هیچ چیز بر وفق مرادتان پیش نرود زیاد می شود و یک رابطه تکامل یافته نخواهید داشت. معمولا بهترین روابط برنامه ریزی نشده هستند و اگر سعی کنید روند یک رابطه را برنامه ریزی کنید تاثیرات منفی خواهید دید.

 

بخشش داشته باشید

انسان جایزالخطاست و این یکی از واقعیات زندگی است. اگر می خواهید رابطه ای پایدار داشته باشید نباید از طرفتان انتظار داشته باشید که همه چیز را درست انجام دهد. اگر واقعا او برایتان مهم باشد اشتباهاتش را می بخشید. کینه در رابطه یک رفتار سمی است و مانع تداوم رابطه می شود.

 

هم گروهی خوبی باشید

رابطه ها دو نفره هستند بنابراین نمی توانید از طرفتان انتظار داشته باشید که همه کارها را او انجام دهد. در واقع رابطه مثل یک خیابان دو طرفه می ماند. اما اگر در این خیابان یک طرفه بروید رابطه ای پایدار نخواهید داشت.

 

با هم رشد کنید

خیلی مهم است که به عنوان یک جفت رشد کنید. اگر با هم رشد کنید در می یابید که طرف مقابلتان همان فرد مناسب تان است. این رشد را با وقت گذراندن و صحبت کردن با یکدیگر ایجاد کنید. اگر رشد نکنید رابطه پایداری نیز نخواهید داشت.

 

خودتان را وفق بدهید

نمی توان در یک رابطه انتظار داشت که فقط ایده ها و عقاید خودتان را داشته باشید. اگر می خواهید رابطه ادامه داری داشته باشید باید خودتان را وفق بدهید. اگر طرف مقابلتان برایتان مهم باشد این کار راحت تر می شود. شاید اعتقادات او کمی با اعتقادات شما متفاوت باشد اما اگر خودتان را وفق دهید رابطه ای مداوم تر خواهید داشت.

 

علائق تان را تقویت کنید

نیاز نیست دو طرف علایق مشابهی داشته باشند. چون همه چیز کسل کننده می شود. اگر هر کسی علائق خودش را داشته باشد حرف بیشتری برای گفتن به یکدیگر دارید.

 

به دنبال امتیاز نباشید

رابطه بازی نیست پس دلیلی ندارد به دنبال امتیاز باشید. اگر کاری برای طرفتان انجام داده اید یا به او کمکی کرده اید نیازی نیست آن را گوشزد کنید. یا اگر او اشتباهی مرتکب شده است نباید برای بهتر نشان دادن خودتان مدام او را به دلیل اشتباهش سرکوب کنید. این یکی از مهمترین دلایل ناپایدار بودن رابطه هاست. هیچ کس دوست ندارد در رابطه بازنده به نظر برسد.

 

با هم رشد کنید‎

 

خویشتن شناس باشید

وقتی در یک رابطه هستید تمام سعی تان را می کنید تا طرف مقابلتان را شاد کنید. وقتی نمی دانید چه چیزی خودتان را خوشحال می کند چطور انتظار دارید که بتوانید طرف مقابل را خوشحال کنید. وقتی خودتان را بشناسید می دانید چه چیزی باعث خوشحالی تان می شود و این باعث می شود شریک خوبی برای همسرتان باشید.

 

یکدیگر را تشویق کنید

مطمئنا هیچ کدام از شما نمی خواهید که به خاطر رابطه از انجام بعضی کارها عقب بمانید یا برعکس مجبور شوید به خاطر رابطه دست به بعضی کارها بزنید. پس برای رسیدن به اهداف تان یکدیگر را تشویق کینید.

 

به جای انتقاد راه حل بدهید

اگر در رابطه دچار مشکلی شده اید برای رفع آن مشکل راه حل پیشنهاد بدهید. هرگز از شرایط پیش آمده انتقاد نکنید.

 

از یکدیگر تعریف کنید

شاید این مورد نیازی به توضیح نداشته باشد. وقتی از او تعریف کنید نشان می دهید که تا چه حد برایتان مهم است. وقتی این کار را انجام ندهید همیشه برایشان سوال است که شما درباره او چه فکری می کنید و چقد به کارهایش اهمیت می دهید.

 

به وقت و فاصله یکدیگر احترام بگذارید

وقت گذراندن با یکدیگر همیشه به رشد یک رابطه کمک می کند اما برای پایدار شدن رابطه نیاز است که گاهی از یکدیگر فاصله بگیرید و به محدوده شخصی یکدیگر احترام بگذارید. اگر این کار را نکنید برای او سوال می شود که چه جایگاهی نزد شما دارند و شما چه فکری درباره او می کنید.

 

کلمه “سپاسگزارم” را فراموش نکنید

این یکی از قوانین طلایی در رابطه هاست که همیشه مادرها توصیه می کنند. همین یک کلمه ساده هزار مفهوم برای طرف مقابلتان دارد. با این روش ساده باعث می شوید که فرد مقابل تان احساس ارزشمند بودن کند.

 

اشتباه تان را قبول کنید

برای خیلی ها پیش آمده که اشتباه کرده اند اما نمی خواهند آن را بپذیرند. برای لحظه ای هم که شده غرورتان را کنار بگذارید و اشتباه تان را بپذیرید. اگر بپذیرید آسان تر بخشیده خواهید شد.

 

از گفتن چیزی که در ذهن تان است نترسید

اگر نیاز دارید با فردی که در رابطه هستید درباره چیزی صحبت کنید تردید نکنید. اگر با این انتظار که او خودش متوجه می شود اصل مطلب را به زبان نیاورید ممکن است او برداشتی غیر از چیزی که انتظار دارید می کند. و این فقط به ضرر شماست.

 

رمانتیک باشید

با یک شاخه گل غافلگیرش کنید. برنامه پیک نیک بچینید و هر کاری که دوست داشتن تان را نشان می دهد. رمانتیک بودن مهم ترین گام در رابطه هاست.

 

به دوستانش احترام بگذارید

اگر از دوستانش خوشتان نمی آید بهتر است آن را پیش خودتان نگه دارید. وحی منزل نیست که حتما دوستان همسرتان را دوست داشته باشید. اما به خاطر رابطه تان باید به آن ها احترام بگذارید.

 

عوامل کارساز و مفید زیادی هستند که می توانید برای ایجاد یک رابطه پایدار به کار ببرید. اما اگر هیچ کدام از آن ها را ارزشمند ندانید مطمئنا هیچ تاثیری هم در رابطه شما نخواهند داشت.

 

چگونه یک رابطه پایدار بسازیم



دلایل سخت بودن ابراز عشق در برخی همسران چیست

آغاز کردن یک رابطه کار چندان سختی نیست، نگه داشتن آن رابطه سخت است

 

شما چطور به همسرتان نشان می دهید که او را دوست دارید؟ آیا این احساس را به راحتی به همسرتان بیان می کنید یا جزء کسانی هستید که در ابراز احساسات به همسرشان با لکنت مواجه می شوند؟

 

شاید شما هم این جمله را شنیده باشید که می گوید «آغاز کردن یک رابطه کار چندان سختی نیست، چیزی که سخت است نگه داشتن آن رابطه است». مصداق واقعی این جمله را می شود در ازدواج دید. برای اینکه یک ازدواج در پیچ و خم های زندگی دوام بیاورد اسباب و وسائط زیادی لازم هستند که یکی از مهم ترین و اساسی ترین آنها عشق بین زن و شوهر است. اما خود عشق هم برای دوام آوردن، نیاز به چیزی دارد به اسم «ابراز شدن»، کاری که انجام آن برای خیلی از زن یا شوهرها چندان آسان هم نیست.

 

ریشه مشکل بسیاری از مراجعه کنندگان به کلینیک های مشاوره، به خصوص خانم ها، این گلایه است که شوهرشان به آنها ابراز عشق نمی کند. دشواری در ابراز عشق از سوی همسران این افراد دلایل زیادی دارد که چند مورد از برجسته ترین آنها شامل نکات زیر هستند:

 

۱٫ آنها از مهارت کافی برای ابراز احساسات برخوردار نیستند. یکی از شایع ترین دلایلی که خیلی از زبان زن یا شوهرهای این چنینی شنیده می شود به عنوان مثال این است که «چی کار کنم؟ من بیشتر از این بلد نیستم ….».

 

۲٫ باورهای ریشه داری دارند که جلوی ابراز محبت آنها را می گیرد. این باورها دو دسته اند: دسته اول باورهایی هستند که ریشه در فرهنگ عمومی جامعه دارند مانند اینکه ابراز احساسات مرد نسبت به همسرش به عنوان پاشنه آشیل رفتار او که موجب سوء استفاده همسر در آینده خواهد شد تلقی می شود. دسته دوم باورهایی هستند که ریشه در دوران کودکی فرد دارند. به عنوان مثال اگر فرد در دوران کودکی از طرف پدر و مادرش مورد بی توجهی قرار گرفته باشد یا طرد شده باشد، این باور در او شکل می گیرد که بهتر است احساساتش را بروز ندهد تا بتواند از آسیب دیدن عاطفی خودش پیشگیری کند. مسلماً چنین افرادی در آینده با مشکلاتی در ابراز احساسات مواجه خواهند شد.

 

۳٫ همسرشان ذوقشان را کور کرده است. اصولاً هر رفتاری اگر با بی توجهی یا توجه منفی همراه بشود کمرنگ می شود و چه بسا که بعد از مدتی هم از بین برود. گاهی اوقات در بررسی رفتار کسانی که در ابراز عشق به همسرشان با مشکل مواجه هستند به موقعیت هایی بر می خوریم که آنها به ابراز عشق نسبت به همسرشان پرداخته اند اما به دلیل اینکه بازخورد مناسبی را از طرف همسرشان دریافت نکرده اند، از تکرار آن منصرف شده اند.

 

۴٫ برای به زبان آوردن عشقشان احساس ضرورت نمی کنند. بعضی ها چون خودشان اهل عملند، تصور می کنند که همسرشان هم باید از روی اعمال و رفتارهای آنها متوجه میزان عشقشان بشود!

 

دشواری در ابراز عشق از سوی همسران دلایل زیادی دارد

 

گفتن «دوستت دارم» به همسر، برای همه کار ساده ای نیست. برای کسانی که زبانشان برای بیان چنین احساساتی به همسرشان نمی چرخد، ما چند پیشنهاد داریم:

 

۱٫ تصمیم بگیرید. اگر شما در ابراز احساس به همسرتان مشکل دارید اما می خواهید دیگر اینطور نباشید، پس به دنبال ایجاد یک تغییر مثبت در خودتان هستید. ولی از آنجا که تغییر کردن کار سریع و آسانی نیست و نیاز به اراده و پشتکار زیادی دارد، پس شما نیاز به یک راهنمای مشوق دارید. اگر بتوانید از مشاور کمک بگیرید این مسیر را با خیالی آسوده تر طی خواهید کرد اما اگر می خواهید این راه را به تنهایی بپیمایید بهتر است از یک یادداشت راهنما استفاده کنید. پیشنهاد می شود در این یادداشت به هر زبانی که راحت تر هستید پایداری و تعهد خود نسبت به تصمیم تان را مورد تأکید قرار بدهید و این یادداشت چند خطی را همیشه همراه داشته باشید.

 

۲٫ همسرتان را از تصمیمتان مطلع کنید. بهتر است همسرتان از این تصمیم شما آگاه باشد تا هم بیشتر متوجه اهمیتی که او و زندگی مشترکتان برای شما دارد بشود و هم اینکه مبادا از روی بی اطلاعی تلاش شما برای تغییر را با بی ذوقی پاسخ بدهد و ناخواسته موجب نیمه کاره ماندن تصمیمتان بشود.

 

۳٫ از کارهای ساده تر شروع کنید. برای مثال، به همراه همسرتان آلبوم عکس را ورق بزنید و درباره احساسی که در زمان گرفتن فلان عکس خاطره انگیز داشته اید با همسرتان صحبت کنید. بعد کم کم حرف را به زمان حال بکشانید و از احساس فعلی تان نسبت به زندگی و همسرتان صحبت کنید.

 

۴٫ همسرتان را کشف کنید. برداشت افراد از عشق مختلف است. برای مثال بعضی ها دوست دارند جمله «دوستت دارم» را بشنوند. بعضی دیگر ترجیح می دهند از طریق لمس شدن به عشق همسرشان نسبت به خود پی ببرند. بعضی هم دوست دارند عشق را به چشم خود ببینند. برای اینکه بتوانید به هدف بزنید اول باید بدانید که همسر شما جزء کدام دسته از این آدم ها است.

 

۵٫ شیوه ابراز احساساتتان را با اکتشافاتتان هماهنگ کنید. ممکن است مثلاً شما فردی لمسی نباشید اما اگر همسرتان جزء این گروه است، بهتر است شیوه ابراز عشق تان نسبت به او را به شیوه لمسی تبدیل کنید.

 

۶٫ زبان بدن را یاد بگیرید. همسر شما از هر کدام از گروه های بالا که باشد، اگر بین کلام شما و حالت صورت یا بدنتان تناقضی ببیند متوجه آن خواهد شد و همه زحمات شما به باد خواهد رفت. پس بهتر است روی هماهنگ کردن دل و زبانتان حسابی کار کنید و حالات بدنی تان را با آهنگ دلتان هم جهت کنید.

دلایل سخت بودن ابراز عشق در برخی همسران چیست



اهمیت تناسب اندام قبل از بارداری

هر زمانی برای تناسب اندام و کاهش چند کیلو وزن اضافی، مناسب است؛ اما متوجه شدم که وقت گذاشتن برای تناسب اندام قبل از بارداری بسیار مفید است. حدود هشت ماه قبل از بارداری، تصمیم گرفتم تا مجدداً به فرم متناسب برگردم و اهدافی را برای خودم معین کردم. تصمیم گرفتم تا قبل از بارداری حدود ۹ کیلوگرم وزن کم کنم، نیمی از یک مسافت ماراتن بدوم و به یک سفر پیاده بروم؛ و تقریباً به همه ی این اهداف رسیدم.  البته سفر پیاده روی ما در واقع حدود یک هفته قبل بارداری اتفاق افتاده، زیرا بسیار زودتر از آنچه که من و همسرم فکر می کردیم بارداری رخ داد. علاوه بر ورود به بارداری در حالت سالم تر، در اینجا برخی از مزایای بزرگی را آورده ام که از تناسب اندام قبل بارداری تجربه کرده ام.

دلایل برای تناسب اندام قبل از بارداری – از دست دادن وزن قبل از بارداری بدان معنی بود که لباس های گشاد موجود در کمدم را در طول ماه سوم تا پنجم بارداری استفاده کردم. این کار برای افرادی که مایل به یافتن لباسهای مناسب برای این مرحله میانی نیستند – زمانی که هنوز باردار به نظر نمی رسید اما در اواسط آن کم کم چاق تر دیده می شوید، جالب نیست. من دریافتم که بیشتر لباسهای بارداری با هدف بهتر دیده شدن در زمانی می باشد که چاق تر دیده می شوید. فقط در طول سه ماهه دوم عجیب به نظر می رسند. من حدود ۹٫۹ کیلوگرم و دو سایز در مدت هفت ماه قبل از بارداری کم کردم که به معنی یک گنجه پر از لباس های غیر بارداری و دو سایز بزرگتری بود که در مدت ماههای بارداری مناسب هستند. اکثر توصیه های کاهش وزن می گوید تا از لباس های گشاد خود هرچه زودتر راحت شوید تا انگیزه ای برای حفظ وزن مناسب باشد. من هم به این فلسفه معتقدم، مگر اینکه شما به فکر باردار شدن باشید؛ بنابراین حتما بعضی از آنها را نگه دارید!

 

هر زمانی برای تناسب اندام و کاهش چند کیلو وزن اضافی، مناسب است

 

– سالم سازی عادات غذا خوردن و ورزش قبل از بارداری پایبندی به آن را در زمان بارداری راحت تر می کند. اجازه بدهید فقط بگویم که اگر به دویدن چندین مایل دریک هفته، رفتن به بوت کمپ و تمرین یوگا قبل از بارداری عادت نکرده بودم، بدون شک آنها را در زمان بارداری شروع می کردم؛ زیرا این خستگی در سه ماهه اول ضربه میزند؛ و در حالی که من به تدریج تمرین های ورزشی را به دلیل پیشرفت حاملگی کاهش می دادم، داشتن این روتین ورزشی قبل از خستگی و ضعف صبحگاهی، ادامه برخی اشکال ورزشی را آسانتر کرد. به علاوه، زمانی که به ورزش کردن عادت کردم، بدن من واقعاً اندورفین ها را جذب می کرد و به طور کلی احساس خوبی از انجام آن داشتم. من می دانستم که مهم نیست چه میزان احساس نامطلوب از بارداری دارم، قطعاً زمانی که بلند شوم و کمی حرکت کنم، احساس بهتری خواهم داشت؛ که همین برای غذا خوردن سالم هم صدق می نماید. هنگامی که به خوردن غذاهای با کیفیت بهتر، مقدار کمتر و وعده های غذایی متعادل عادت کردم، بدن من آنها را جذب می کند؛ بنابراین حتی زمانی که مایل به غذا خوردن در آن شش یا هفت هفته دارای تهوع بارداری نباشم، تنها به خوردن سیب زمینی سرخ کرده و کوکتل های شیری فرانسه سپری نخواهد شد. در عوض، من وافلهای دانه مغذی برای بهبود وضعیت معده و همچنین میوه های تازه در زمان خواستن چیزهای شیرین و با طراوت می خوردم.

 

– بدون علائم کشیدگی! خب، من هیچ مدرکی ندارم دال بر این که کاهش وزن و عدم وجود علایم کشیدگی پوست به هم مرتبط هستند. این میتواند مبنی بر وجود ژنهای خوب برای کشیدگی پوست باشد؛ اما به نظر خودم نوعی پیش کشیدگی پوست در زمان اضافه وزنم و کاهش آن، فضایی برای کشیدگی حاصل از بارداری ایجاد کرده است (توجه داشته باشید: این یک تأیید برای افزایش وزن قبل از کاهش وزن قبل از بارداری نیست!) – رسیدن به یک شاخص توده ی بدنی (BMI) سالم می تواند شانس شما را در بارداری افزایش دهد. یک جستجو سریع در اینترنت نشان می دهد که تحقیقات بسیاری ثابت کرده اند بارداری در شاخص توده ی بدنی (BMI) سالم راحت تراست. این طیف سلامت نسبتاً گسترده است، بنابراین هیچ نیازی به تلاش برای تعداد دقیق طبق مقیاس وجود ندارد، اما حفظ وزن سالم کمک می کند تا شما دوره های ماهانه منظمی داشته باشید که به باروری کمک می کند. من مطمئن نیستم که کاهش ۹ کیلو وزن احتمال باروری من را افزایش داد، اما احساس خوبی در مورد بدنم و اشتیاق به صرف زمان بیشتر برای رابطه زناشویی با همسرم القا نمود که احتمال باروری را افزایش می دهد! – دستیابی به اهداف تناسب اندام به شما کمک می کند احساس قدرت و کنترل کنید که احساسات خوبی در دوران بارداری دارند. تعیین یک هدف و رسیدن به آن (مانند دویدن مسافت نیمه ماراتن در زمان مد نظر خودم) به من این حس را داد که بر زندگی و سلامت خودم کنترل دارم و قادر به تنظیم و رسیدن به اهداف بیشتری خواهم بود. از آنجایی که حاملگی اول کاملاً جدید و ناشناخته و ترسناک است، حس سطح پایه ای از کنترل خوب است. فقط به خودم گفتم: اگر توانستم این تغییرات را در زندگی اعمال کنم که نیاز به آموزش و تکمیل نیمه ماراتن داشت، قطعاً می توانم آنچه را که در توان دارم برای یک بارداری سالم انجام دهم. – کاهش وزن قبل از بارداری تمرین خوبی برای کاهش وزن پس از تولد نوزاد است. یا حداقل من امیدوارم که اینگونه شود. یادگیری عادات سالمی که به من برای کاهش و حفظ وزن کمک کرد. من مطمئن هستم که فرآیند یکی نیست، اما همان اصول اعمال خواهد شد. – تناسب اندام زایمان را آسانتر می کند. حداقل من این را شنیده ام. هنوز حدود هشت هفته (اگر همه چیز طبق برنامه پیش رود) باقی مانده تا بفهمم که این حرف درست است یا خیر، اما من آرزو میکنم که این مسئله حقیقت داشته باشد.

اهمیت تناسب اندام قبل از بارداری



دلایل خیانت عاطفی

خیانت رفتاری است که برخی ها در زندگی شان آن را تجربه می کنند‎

 

متاسفانه، خیانت رفتاری است که برخی ها در زندگی شان آن را تجربه می کنند. اما به راستی علت آن چیست؟ خیانت دلایل زیادی دارد، از کم محلی گرفته تا انتقام و… اگر شما هم دوست دارید که دلایل این رفتار را بدانید، در ادامه مطلب با ما همراه شوید.

به دنبال دلیلی برای جدایی است 

برخی از افراد به هر دلیلی دوست دارند که از شریک زندگی خود جدا شوند اما بهانه ای برای این کار نمی یابند، به همین دلیل آنها خیانت را انتخاب می کنند چون خیانت برای هیچکس قابل بخشش نیست. در واقع آنها خیانت را به عنوان ابزاری برای دور کردن طرف مقابل شان از خود استفاده می کنند.

 

به دنبال کمبودهای رابطه خود در جای دیگری می گردد 

خیانت یکی از بدترین راهها برای به دست آوردن نیازهایی است که در رابطه فعلی وجود ندارد. به عنوان مثال زمانی که یکی از طرفین توجه لازم را از شریک زندگی اش دریافت نکند، در جای دیگری به دنبال آن می گردد. در واقع او فرد دیگری را جایگزین شریک زندگی شان می کند تا کمبودهای موجود را احساس نکند. بنابراین اگر همسرتان از شما دور شده و رابطه دیگری را آغاز کرده است، شاید دلیل اش نادیده گرفتن او یا برخی از نیازهای حیاتی اش توسط شما باشد.

 

می خواهد شما را به خود نزدیک تر کند 

برخی ها اعتقاد دارند که دوری دوستی می آورد، به همین دلیل آنها مدام به بهانه های مختلف از شریک زندگی شان دور می شوند تا عواطف و احساسات او را برانگیزند غافل از این که این کار عواقب خوشایندی را در پی نخواهد داشت. خیانت نیز یکی از روش های غلطی است که برخی ها از آن به عنوان ابزاری برای تحریک احساسات شریک زندگی شان به کار می گیرند. به عقیده آنها: «من به تو ثابت می کنم که از دست دادن من چه دردی دارد، و پس از آن تو چگونه به دنبال من خواهی دوید.» آنها فکر می کنند که پس از این کار، شریک زندگی شان از ترس دوباره این اتفاق، به او نزدیک تر شده و رفتارش را تغییر خواهد داد.

 

می خواهد که وفاداری او را امتحان کند 

گاه افرادی که از وفاداری طرف مقابل شان اطمینان ندارند، خیانت را به عنوان راهی برای امتحان عشق شان به کار می گیرند. اعتقاد آنها بر این اساس است که «تا طرف مقابل ات را امتحان نکنی، نمی توانی نسبت به وفاداری و عشق اش مطمئن شوی.» به همین دلیل آنها خیانت می کنند تا عکس العمل طرف مقابل شان را ببینند، در حالی که نمی دانند با این کار نه تنها اعتماد بلکه عصبانت او را نیز بر می انگیزند و رابطه آنها به سمت بدتر شدن پیش خواهد رفت.

 

تا کنترل امور را به دست گیرد 

خیانت برای برخی از افراد راهی برای برگرداندن قدرت و به دست گرفتن کنترل امور است. بعضی از افراد طرف مقابل شان را به شدت محدود می کنند، گویی که پرنده ای را در قفس اسیر کرده اند. در این شرایط، افراد دست به خیانت می زنند تا ثابت کنند که آنها اسیر نیستند و اختیار امور زندگی خود را دارند. بنابراین محدودیت بیش از حد نیز یکی از دلایل خیانت زوج ها به یکدیگر است.

 

در پی درس دادن به شریک زندگی اش است 

یکی دیگر از دلایل خیانت، تنبیه کردن طرف مقابل است. در واقع انتقام یکی از شایع ترین راههایی است که زوجین برای جبران رفتار زشت طرف مقابل شان به کار می گیرند. شاید هم راهی برای انتقاد از رفتارهایی چون دروغگویی، پول پرستی، اعتیاد یا بی احترامی باشد.

 

در نهایت باید بگوییم که خیانت رفتاری است که جای هیچ بخششی ندارد. دلایل نام برده شده در بالا تنها توجیهی است که افراد برای خیانت های خود می آورند در حالی که ممکن است مقصر اصلی خود فرد خیانت کار باشد نه هیچ کس دیگر. در هر صورت، اگر شما هم احساس می کنید که همسرتان به شما خیانت می کند، بد نیست در مورد نکات گفته شده بیشتر بیاندیشید.

 

منبع: برترین ها

دلایل خیانت عاطفی



انتظارات مردان در زندگی از همسرشان

انتظارات مردان و زنان از همدیگر در زندگی زناشویی بسیار متفاوت است. در این مقاله قصد داریم انتظاراتی که مردان در زندگی زناشویی از همسرشان دارند را بیان کنیم. انتظارات مردان در زندگی از همسرشان چیست؟ ۱ – مرا تحسین کن. ۲ – می دانم که همیشه با من موافق نیستی و برخی از تصمیم هایم را نمی پسندی، اما همیشه تاکید کن که عاشقم هستی. ۳ – سعی کن نیازهای مهم مرا برطرف کنی، مثل نیاز جنسی و صداقت. ۴ – مرا همین طور که هستم بپذیر و سعی نکن مرا تغییر دهی. ۵ – طوری با من رفتار کن که احساس کنم بی همتا هستم. گاهی مردها مثل پسربچه ها می شوند. ۶ – اگر می خواهی با من حرف بزنی، اول از من بپرس که در حال و هوای گفت و گو هستم یا نه. اگر نیستم، اصرار نکن. ۷ – ما مردها گاهی به غار خودمان پناه می بریم. کمی به من زمان بده تا از غارم بیرون بیایم؛ آن گاه خودم به سوی تو خواهم آمد. ۸ – وقتی گیج و سردرگم هستم به من نگو چه کار باید بکنم. وقتی در این حالت هستم سعی کن به نحوی مرا به مسیر مناسب برگردانی. ۹ – هرگز مرا با شوهر دیگران مقایسه نکن. ۱۰ – کارم برایم مهم است و من به آن نیاز دارم. زمانی که از کارم رضایت دارم، درباره چیزهای دیگر نیز احساس خوبی دارم. ۱۱ – درک کن که برای کسب آرامش نیاز دارم تلویزیون تماشا کنم، به خصوص مسابقه فوتبال. ۱۲ – درک کن که خیلی دوست دارم گاهی برای رابطه جنسی پیشقدم شوی. ۱۳ – سعی نکن برای هر کاری که می کنم مرا سوال پیچ کنی و از من توضیح بخواهی. به قضاوتم احترام بگذار. ۱۴ – به پدر و مادرم و خانواده ام احترام بگذار. ۱۵ – زمانی که عصبانی می شوم، سعی کن صبور باشی. ۱۶ – هرگز تصور نکن از قبل درباره هر حرفی که به تو می زنم فکر کرده ام. از این رو، مرا سرزنش نکن چرا حرفی زده ام که تو را عصبانی کرده است. ۱۷ – نزد خانواده خودم و خانواده خودت و دوستانم از من بد گویی نکن. ۱۸ – بیشتر مسایلی که بین من و تو می گذرد، محرمانه است؛ قرار نیست دیگران از آن مطلع باشند. ۱۹ – وقتی با لحن پرتوقع حرف می زنی، چیزی جز این نمی شنوم که به اندازه کافی مفید نبوده ام و در را ضی کردن تو ناکام شده ام. ۲۰ – تا زمانی که به طور مستقیم از تو درخواست توصیه نکرده ام، یعنی خواهان هیچ توصیه ای نیستم. توصیه هایی که در این جور مواقع می کنی باعث می شود احساس کنم می خواهی برای من تعیین تکلیف کنی. ۲۱ – خواهشم از تو این است که هرچه را می خواهی، از من درخواست کن؛ چون به طور غریزی نیازهای تو را به یاد نمی آورم. ۲۲ – به یاد داشته باش که من دوست دارم کارهایی شخصی مختص خودم داشته باشم که تحت اختیار خودم باشد. ۲۳ – من بیشتر دوست دارم کارهایی را برایت انجام دهم که خودم آنها را انتخاب کرده باشم، نه این که مجبور باشم انجامش دهم. ۲۴ – اگر گاهی پیش می آید که از تو فاصله می گیرم و بی توجهم، خیال نکن تو را دوست ندارم بلکه بی توجهی ام شاید نشانه این باشد که تحت فشار و تنش هستم. ۲۵ – اگر در رابطه جنسی رضایتم تأمین شود، هر نوع دلخوری و فشار عصبی و تنش که در من وجود دارد، ناپدید خواهد شد.

 

یکی از انتظارات مردان از زنان این است که آنها را باور کنند

 

۲۶ – ما مردها فقط خواهان رابطه جنسی نیستیم بلکه خواهان عشق هستیم و تنها راهی که می توانیم عشقمان را ابراز کنیم، رابطه جنسی است. ۲۷ – وقتی به داشتن رابطه جنسی با من اشتیاق نشان می دهی، این پیام را به من می رسانی که پذیرای من هستی و به من اعتماد داری. بدین طریق می توانم احساس قدرت کنم. ۲۸ – اگر نتوانم «نه» بگویم احساس می کنم تحت سلطه هستم. وقتی آزادی «نه» گفتن را داشته باشم، احتمال «بله» گفتنم بیشتر می شود. ۲۹ – گاهی با هم جر و بحث و دعوا می کنیم؛ چنین چیزی طبیعی است. اما مراقب حرف هایی که به من می زنی باش و هرگز خیال نکن دیگر دوستت ندارم. ۳۰ – همان طور که تو عاشق گل گرفتن هستی، من هم دوست دارم چند ساعتی با دوستانم خوش باشم؛ اما مطمئن باش با شوق و ذوق و انرژی بیشتری نزد تو برخواهم گشت. ۳۱ – قرار نیست همه کارها را با هم انجام بدهیم. اگر من می خواهم تلویزیون تماشا کنم و تو دوست داری به سینما یا خرید بروی، بهتر است هرکدام به فعالیت مورد علاقه خودمان بپردازیم. ۳۲ – این حقیقت را بدان که من ذهن خوان نیستم. پس اگر خواسته و نیازی داری، به من بگو. ۳۳ – گاهی به طور غیرمنتظره بغلم کن و به من ابراز عشق و علاقه کن. ۳۴ – هرگز در حین ارتباط جنسی تحقیرم نکن، سرزنشم نکن، مرا ناتوان نخوان و نگو که مرد نیستم. ۳۵ – می دانم تو مادرم نیستی، اما گاهی دوست دارم بچه شوم و تو خواسته های مرا برآورده کنی. ۳۶ – هرگز خیال نکن من آدم کامل و بی نقصی هستم. اما بدان که تمام سعی ام را می کنم تا قهرمان زندگی ات باشم. ۳۷ – همیشه مرا منبع آرامش، شادی و سرگرمی ات ندان. گاهی هم باید بتوانی برای خودت شوهری کنی. ۳۸ – به یاد داشته باشد که من عاشق زنی قوی و توانمند و مستقل هستم، نه زنی نیازمند و وابسته. ۳۹ – هرگز سکوت مرا به اشتباه تفسیر نکن. سکوتم به معنای بی توجهی به تو نیست بلکه در واقع می خواهم بگویم: «هنوز نمی دانم چه بگویم. اما دارم درباره اش فکر می کنم.» ۴۰ – وقتی در حال فکر کردنم یا در غارم فرو رفته ام، سعی نکن از من انتقاد کنی، به من راه حل نده، از من نخواه احساساتم را بیان کنم، به حالم تاسف نخور. فقط به من زمان بده. ۴۱ – گاهی احساس می کنی از تو فاصله گرفته ام. این امر طبیعی است چون من به استقلال نیاز دارم. اما پس از مدتی به سوی تو بازمی گردم چون به عشق و صمیمیت تو نیاز دارم. ۴۲ – احساساتت را با من در میان بگذار و اجازه نده روی هم انباشته شوند، مبادا ناگهان منفجر شوند. ۴۳ – برایم خیلی مهم است که به قدرت و توان مردانگی ام باور داشته باشی و بدانی که می توانم از پس مشکلات بربیایم. ۴۴ – به من برای رشد و تغییر کمک کن. این بدان معنا نیست که مرا سرزنش و در موردم قضاوت کنی، من زن زندگی می خواهم نه زن ایرادگیر. ۴۵ – برایم غذاهای خوشمزه درست کن، با این کار بیشتر احساس عشق می کنم. ۴۶ – به من اجازه بده گاهی به تنهایی یا با دوستانم به مسافرت بروم، همان طور که من چنین فرصتی به تو می دهم. ۴۷ – وقتی به بچه ها ویتامین می دهی، مرا هم فراموش نکن! ۴۸ – به من فرصت بده عشق ورزیدن را بیاموزم و درمورد تو به کار ببرم. ۴۹ – وقتی مشکلی داری به من بگو. درست نیست به من بگویی مشکلی ندارم و سپس از من توقع داشته باشی حدس بزنم مشکلت چیست. ۵۰ – همیشه باورم کن.

 

انتظارات مردان در زندگی از همسرشان



توصیه‌های ‌ساده‌ای برای زندگی سالمتر سالمندان

برخورداری از زندگی سالم دیگر برای همه یک امر بدیهی شده و رعایت آن ضامن سلامت بیشتر در همه دوره‌های زندگی است اما وقتی پا به دوره سالمندی می‌گذاریم، موضوع سلامت و حفظ آن مهم‌تر می‌شود و مراقبت‌ها هم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در این مطلب، توصیه‌های ‌ساده‌ای برای زندگی سالم‌تر در این دوره سنی گر‌دآوری شده که با شما در میان خواهیم گذاشت.

 

۱٫ ویتامین D 

ما معمولا ویتامین D را از نورخورشید دریافت می‌کنیم اما در کشور ما و خصوصا در سنین سالمندی که ممکن است رفت‌و‌آمد‌های خارج از خانه‌تان کمتر باشد، احتمال دریافت میزان کافی از ویتامین D کمتر است، در نتیجه بهتر است با مشورت پزشکتان روزانه ویتامین D مصرف کنید. ویتامین D از بروز خیلی از سرطان‌ها هم جلوگیری می‌کند.

 

۲٫ کفش راحت 

شاید کمتر به این گزینه فکر کرده باشید اما کفش متناسب برای سالمندان خیلی هم مهم است حفظ تعادل و احساس راحتی در پاها به استحکام کل بدنتان کمک می‌کند، پس سعی کنید برای خصوصا پیاده‌روی یک کفش مناسب و راحت تهیه کنید که به کمر، گردن و زانو‌هایتان فشار نیاید. برخی کفش‌هایی که کمی لژ دارند از کفش‌های تخت یا برای خانم‌ها کفش‌های پاشنه‌دار مناسب‌تر هستند و تعادل بیشتری با پوشیدن این کفش‌ها که بیشتر طبی هستند، احساس خواهید کرد. می‌توانید از متخصص ارتوپد در این زمینه راهنمایی بخواهید.

 

۳٫ چند لیوان آب 

در این دوره سنی خیلی مهم است که به‌میزان قابل‌ملاحظه‌ای آب بنوشید برای اینکه بدنتان دچار بی‌آبی یا اصطلاحا دهیدراته ‌نشود زیرا کم‌آبی معمولا با خودش احساس‌هایی مثل خستگی و گیجی به همراه می‌آورد. افراد سالمند کمتر نسبت به احساس تشنگی حساس می‌شوند و در نتیجه دچار عوارض بیشتری می‌‌شوند. به علاوه، کلیه‌های افراد مسن مثل افراد جوان کار نمی‌کند‌ در نتیجه میزان آب خوردن در این سن اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. شما به‌عنوان یک میانسال باید روزانه حداقل ۸ لیوان آب بنوشید. اگر نمی‌توانید این میزان آب را روزانه در برنامه غذایی‌تان بگنجانید اول با چند لیوان چای و آب شروع کنید و بعد آن را به این اندازه برسانید.

 

۴٫ نخ دندان 

دندان‌ها که خرابی‌شان مصیبت بزرگی است در سنین میانسالی هم مهم هستند. اگر هنوز دندان‌های خودتان را دارید، نخ دندان‌کشیدن هر شب را از یاد نبرید، فقط مسواک‌زدن باعث نمی‌شود از عفونت و مشکلات لثه رها شوید. برخی از محققان می‌گویند داشتن دندان‌های سالم در این سن علاوه بر اینکه خودش مزیتی است، می‌تواند از بروز بیماری‌های قلبی و حتی آلزایمر پیشگیری کند‌ پس با نخ دندان کشیدن همزمان از بروز چند بیماری جلوگیری می‌کنید‌.

 

۵٫ ورزش منظم 

افراد سالمندی که ورزش کردن هر‌چند اندک را در برنامه روزانه خود، تاکید می‌کنیم -روزانه‌شان- دارند، قطعا به مراقبت‌های کمتری از سوی دیگر افراد نیاز پیدا می‌کنند.‌ اگر ‌به هر دلیلی هم ورزش نمی‌کنید تحرکتان را کم نکنید. به هر بهانه‌ای از جایتان برخیزید و کارهایتان را خودتان انجام دهید‌. ورزش و تحرک بدنی باعث تقویت قوای ذهنی‌تان هم می‌شود‌، ‌هورمون استرس را درونتان کنترل می‌کند‌، خواب بهتری خواهید داشت، احساس تنهایی و نگرانی هم در وجودتان- که ممکن است در این دوره سنی سراغتان بیاید- کم می‌شود. به علاوه، تحرک و ورزش باعث می‌شود دیرتر دچار پوکی استخوان شوید و ورم‌ مفاصل هم نداشته باشید و خبر خوش دیگر اینکه ورزش کردن به بهتر شدن پوست‌، مو و ناخن‌هایتان هم کمک می‌کند. یوگا، شنا، پیاده‌روی و تای‌چی ورزش‌هایی هستند که انجام آنها در این دوران به شما پیشنهاد می‌شود.

 

۶٫ تغذیه سالم 

مدل غذا‌خوردن سالمندان هم در این سن باید تغییر کند. افراد مسن باید از خوردن یک وعده غذایی حجیم پرهیز کنند و به جایش خوردن وعده‌های غذایی بیشتر -منظور با تعداد بیشتر و حجم کمتر- را جایگزین کنند که باعث می‌شود فشار خونشان در سطح طبیعی بماند و دچار تغییرات نوسانی فشار نشوند. فقط سعی کنید در این وعده‌های غذایی بیشتر، از خوردن مواد غذایی شیرین پرهیز کنید.

 

۷٫ خنده 

شاید به این حرف بخندید اما اشکالی ندارد بخندید. زیرا محققان می‌گویند خندیدن باعث تقویت جسم و ذهنتان می‌شود‌، سیستم ایمنی بدنتان را قوی می‌کند‌، با عفونت‌ها در بدنتان مقابله می‌کند، درد را در شما کم می‌کند و کالری‌سوز است. اگر لطیفه خوبی بلد نیستید یک برنامه کمدی در تلویزیون تماشا کنید و با آن بخندید. حد‌اقل روزی ۱ ساعت وقتتان را به این کار اختصاص دهید.

 

ایجاد کردن سرگرمی در سالمندی بسیار مهم است‎

 

۸٫چکاپ پزشکی 

اهمیت بررسی‌‌های دو اندام گوش و چشم به صورت منظم در دوران سالمندی بسیار بیشتر است. باید نسبت به بینایی و شنوایی‌تان حداقل هر ۶ ماه یکبار مطمئن شوید، به این دلیل که مشکل پیدا کردن در هر کدام از این ۲ عضو، باعث می‌شود بیشتر احساس تنهایی و گوشه‌گیری کنید و در نتیجه ارتباط‌های اجتماعی‌تان‌ را هم از دست می‌دهید. مراقبت از گوش‌ها و چشم‌ها را فراموش نکنید.

 

۹٫خواب کافی 

در سنین سالمندی خوابیدن کمی مشکل می‌شود. در واقع، خوابی آرام داشتن کمی سخت‌تر می‌شود اما شما می‌توانید به خودتان کمک کنید. بهتر است در طول روز چرت نیمروزی داشته باشید اما نه به مدت طولانی و بقیه روز را به فعالیت‌هایی بپردازید که بدنتان اعلام خستگی کند و بتوانید خواب راحتی داشته باشید. می‌توانید قبل خواب به مدت کوتاهی با مطالعه چشمانتان را خسته کنید یا یک نوشیدنی آرامبخش بنوشید. سعی کنید محیط اطرافتان را برای خوابی آرام مهیا کنید، تخت و بالش مناسب و ملحفه‌های تمیز به داشتن خوابی آرام کمک می‌کند.

 

۱۰٫ سرگرمی سالم 

سرگرمی ایجاد کردن در این سن بسیار مهم است؛ اینکه اوقات فراغت خود را به بهترین شکل پر کنید. اگر بتوانید به گروه‌هایی که به صورت داوطلبانه کار می‌کنند، بپیوندید، چند مزیت دارد؛ وقتتان را پر کرده‌اید و ضمنا توجه‌تان بیشتر روی دیگران و مسایل‌شان است تا خودتان.

 

پا توی کفش سالمندان!  

کفش طبی در اصل کفش کاربردی و راحتی است که بتواند نیروهای وارده از طرف زمین را تا حدودی خنثی کند و به بهبود عملکرد فرد و کیفیت زندگی او کمک کند. کفش به‌عنوان مهم‌ترین پوشش بدن، سطوح پا را فرا می‌گیرد و از آن در مقابل صدمات احتمالی محافظت می‌کند. تحمل وزن بدن، کمک به تعادل و راه رفتن بهتر، همچنین کاهش درد و گاهی اصلاح بدشکلی‌ها و نیروهای نامتعارف در اسکلت بدن از دیگر وظایف یک کفش طبی است. تحقیقات نشان داده‌اند، استفاده از کفش‌های غیراستاندارد از نظر سایز، اندازه پاشنه، جنس رویه و زیره به پاها فشار می‌آورد. اگر این روند طولانی‌مدت باشد باعث به هم ریختگی در ساختار طبیعی پا، بدشکلی‌های مختلف انگشتان، زخم، پینه، میخچه، بیماری‌های مفصلی در نقاط مختلف بدن و بروز درد می‌شود.

 

همه افراد باید در انتخاب کفش به چند نکته مهم توجه کنند. کفش مناسب یا طبی، کفشی است که جنس آن چرم با زیره نرم و پهن باشد. پاشنه حالت ارتجاعی و ضربه‌گیر داشته باشد. محل قرارگیری انگشتان تا روی کفش نیز باید فاصله مناسبی داشته باشد تا از بالا و اطراف به استخوان‌های پنجه فشار وارد نشود. همچنین چرمی که پاشنه پا را احاطه می‌کند حتما باید سفت و دارای لایه دومی از جنس چرم یا پلاستیکی در بالای پاشنه باشد تا باعث سفتی کفش در ناحیه اطراف پاشنه پا، پایداری بیشتر پاشنه و در نتیجه جلوگیری از حرکات و لغزش پاشنه پا در کفش شود. رویه کفش نیز باید بنددار یا دارای چسب باشد و تا نزدیک مچ پا هم امتداد پیدا کند. به‌طور کلی کفشی با این خصوصیات، کفش مناسبی است و پا و کل بدن با چنین کفشی احساس راحتی بیشتری خواهد کرد.

 

در حالت کلی کفش تخت توصیه نمی‌شود به‌خصوص در افرادی که از درد زانو یا کمر شاکی هستند ولی در صورت اصرار بر استفاده از این نوع کفش‌ها توصیه می‌شود زیره کفش تا حد امکان انعطاف‌پذیر و ضخیم باشد. توجه داشته باشیم که منظور از کفش تخت کفشی است که سطح زیرین پاشنه و انگشتان در یک سطح قرار بگیرند و هیچ شیبی داخل کفش وجود نداشته باشد. هر چه پاشنه کفش بلندتر و نرم‌تر باشد، به همان نسبت پایداری زانو بیشتر می‌شود ولی در صورتی که ارتفاع پاشنه بیش از ۴ سانتی‌متر باشد به پنجه پاها فشار بیشتری وارد خواهد شد و ممکن است باعث بیماری‌های مختلف پا شود. کوتاهی پاشنه و تخت بودن کفش نیز باعث ناپایداری زانو و مشکلات آن می‌شود.

 

هنگام انتخاب کفش باید انگشت اشاره پا به راحتی بین انگشت شست پا و نوک کفش قرار گیرد.

 

سالمندان به علت داشتن بدشکلی‌های استخوانی، خشکی پوست پا، اختلالات خونرسانی، درگیری‌های اعصاب محیطی، تورم در پاها و احتمال بروز مشکلات ثانویه به این اختلالات مثل زخم، باید دقت بیشتری در انتخاب کفش طبی خود داشته باشند و ترجیحا از کفش‌های جلو باز و صندل استفاده نکنند. در صورت وجود بدشکلی‌های قابل‌توجه توصیه می‌شود، با پزشک متخصص مشورت کنند تا کفش مخصوص متناسب با نوع ناهنجاری یا بیماری پا و… برایشان تجویز شود.

 

کفش‌های مخصوص توسط «کارشناسان ارتوپدی فنی» ساخته می‌شوند. اغلب کفی‌ها و کفش‌های موجود در بازار و حتی داروخانه‌ها غیرطبی هستند ولی با اسم طبی به فروش می‌رسند. همه بیماران در انتخاب کفش خود باید به نکات ذکرشده در انتخاب کفش استاندارد توجه کنند یا به متخصصان طب فیزیکی و توانبخشی و ارتوپد مراجعه کنند تا آنها با معاینه و بررسی بیماری یا مشکلات همراه، کفش مناسب برایشان تجویز کنند.

توصیه‌های ‌ساده‌ای برای زندگی سالمتر سالمندان